ابو القاسم سلطانى

326

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

كشيده ، نوك‌تيز ، سبزرنگ و موجدار و ايستاده به درازاى 20 - 8 سانتيمتر مىباشد . دو دمبرگ در قاعده در غلافى مشترك قرار دارند و ساقه با زاويه از كنار برگ‌ها خارج مىشود . گل‌ها كه در فروردين و ارديبهشت بر روى ساقه ظاهر مىشوند بسيار زيبا ، معطر ، سفيدرنگ و به شكل زنگوله آويخته و در گروه‌هاى 12 - 6 عددى قرار دارند . ميوه سته ، قرمز رنگ ، كمى بزرگتر از نخود معمولى مىباشد و درون آن تعداد زيادى دانه سياه‌رنگ وجود دارد . منشاء اوليه گياه شمال و غرب اروپا بوده است و اكنون در شمال امريكا ، شمال آسيا ، ژاپن و شمال افريقا به‌طور وحشى مىرويد و در ايران به‌عنوان گل زينتى پرورش داده مىشود . تاريخچه : نام جنس گياه از نام علمى قديم Lilium convallium و آن نيز از Convallis ( به معنى درّه ) گرفته شده است كه اشاره به مكان رويش گياه و نام نوع به مناسبت ظاهر شدن گل در ماه May مىباشد و به همين جهت در برخى از كتب Maialis آمده است . گياه تا قرن چهارم ميلادى به خوبى شناخته نشده بود در نوشته Apoleius در قرن دوم ميلادى آمده است كه Glove wort گياهى است كه آپولون 1 * آن را به اسكلپيوس 2 * هديه داده است . بعضى Glove vort را همين گياه دانسته‌اند . Gerard در قرن شانزدهم ميلادى از اين گياه كه در آن زمان به Maylily معروف بوده است داروئى براى نقرس مىساخته است به گفته خود وى گل‌هاى اين گياه را در درون ظرفى ريخته در توده خاكى كه مورچه‌ها مىسازند قرار داده پس از يك ماه ظرف را خارج و از مواد داخل آن براى درمان نقرس استفاده مىكرده است ؟ ! در سال 1554 ميلادى ماتيول براى آن اثر تقويت‌كننده قلب ، رفع‌كننده اسپاسم و تنظيم‌كننده ضربان غير طبيعى قلب را ذكر مىكند . كولپپر در سال 1652 ميلادى مىنويسد چكاندن آب مقطر اين گياه در التهاب چشم و اگر آن را با شراب تقطير كنند داروئى به دست مىآيد كه براى افرادى كه به دلايل روحى به لكنت زبان دچار شده‌اند و در فلج ناشى از خون‌ريزى مغزى ، ناراحتىهاى قلبى ، صرع ، تشنج ، دوران سر و انفيه آن براى خارج كردن ترشحات مغز سودمند مىباشد 3 * . در قرن هيجدهم در روسيه از آن در درمان بيماريهاى قلب ، صرع ، سكته ، آب آوردن انساج استفاده شده است . با مطالعات ارزشمندى كه بين سالهاى 1880 تا 1882 ميلادى در روسيه و فرانسه انجام شد موگه به عنوان يك گياه موثر در درمان بيماريهاى قلب و عروق شناخته شد و به سرعت به شهرت رسيد به‌طورى كه سه سال بعد ايرانيان نيز با آن آشنا شده‌اند . در ايران نيز تا اواخر دوران قاجاريه گياه را نمىشناخته‌اند و اولين‌بار در سال 1891 ميلادى با نام موگه در مفتاح الادويه شرح آن چنين آمده است : " در امراض قلبى مانند طپش قلب ، بىقاعدگى نبض و تنگى