ابو القاسم سلطانى

312

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

مىنامند با توجه به اينكه درخت بومى هند است گمان مىكنم كه اسامى رال و دهونه براى رزين درخت سكوه مناسب‌تر باشد تا درختان ديگر ( 11 * ) - تلخيص از تحفه ص 213 ، مخزن 465 Code - 1702 مرّ Commiphora molmol Engl . مر اولئورزين به دست آمده از درختچه‌اى است خاردار به ارتفاع 7 - 5 متر از خانواده Burseracea ، برگ‌ها متشكل از سه برگچه و گل‌ها به رنگ زرد متمايل به قرمز مىباشند . درختچه بومى شرق افريقا ، مصر ، سودان ، يمن ، حبشه ، تايلند و سومالى مىباشد و بهترين اولئورزين از درختچه‌هاى مر سومالى به دست مىآيد و سومالىها آن را Mulmul مىنامند كه نام علمى گياه مشتق از همين نام مىباشد . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : اغلب ملل باستانى مر را مىشناخته‌اند در پاپيروسهاى مصرى نام آن آمده است . به بابلى و اكدى Murru ، عبرى Mor ، آرامى و سريانى Murra ناميده شده است . بابليها به صورت مخلوط با عسل در درمان زخمها و التهابات و هم‌چنين به صورت بخور آن را مصرف مىنموده‌اند . به موجب مندرجات تورات مر يكى از اجزاء " روغن مسح مقدس " بوده كه خداوند به حضرت موسى امر به تهيه آن كرده است 1 * هم‌چنين از كتاب " استر " ( استر زن خشايار شاه هخامنشى " كه بخشى از تورات مىباشد چنين مستفاد مىشود كه در ايران باستان زنى كه براى شاه انتخاب مىشده قبل از وارد شدن به دربار مدتها در قرنطينه با مرّ ضد عفونى مىشده كه مبيّن كاربرد مرّ در زمان هخامنشيان مىباشد 2 * . در مصر از مرّ براى موميائى كردن اجساد و در ناراحتىهاى دهان و حلق و بيماريهاى پوستى استفاده مىشده است و زنان مصرى براى دور كردن كك از خانه‌ها آن را دود مىكرده‌اند . چينىها با نام Moyao در 600 سال قبل از ميلاد و هندىها با نام سنسكريت Rasagandhi آن را در زخم‌ها و تاخير وقوع قاعدگى مصرف مىكرده‌اند . در حديث است از عبد إله بن جعفر كه حضرت محمد ( ص ) دود كردن صعتر ، مرّ و شيح را در منازل توصيه نموده‌اند . به يونانى آن را Smorna ناميده‌اند و ديوسكوريد ذيل اين عنوان مىنويسد : صمغ درختى است كه در كشورهاى عربى از ساقه درختى شبيه به شوكه مصريه خارج و بر روى آن خشك مىشود و ذراتى شبيه به خرده ناخن در آن ديده مىشود . مرّ چسبندگى دهانه رحم را از بين مىبرد ، اگر به مقدار 75 / 1 گرم از آن را در سرفه مزمن ، آسم برونشيك ، درد جنب ، درد سينه ، اسهال و زخم معده و اگر به اندازه يك فلفل قبل از پديدار شدن لرز ميل نمايند موثر مىباشد . اگر آن را با افسنتين ، باقلاى شامى و عصاره سداب مخلوط نموده به صورت شياف رحمى مورد استفاده قرار گيرد قاعده‌آور بوده و به سرعت جنين را خارج مىكند . قرار دادن مرّ در زير زبان خشونت قصبه الريه و گرفتگى صدا و خوردن آن انگل‌هاى معدى را از بين مىبرد ، چشم را جلا مىبخشد ، حس بينائى را افزايش داده و خشونت پلك ( Blepharoncus ) را بر طرف مىكند 3 * .