ابو القاسم سلطانى

279

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

Code - 1654 افه‌بند Coccolus villosus DC . درختچه‌اى است بالارونده و پيچنده ، چندساله از خانواده Menis permaceae كه محل رويش آن هند ، شرق بنگال و جنوب شرقى بلوچستان مىباشد . گياه از زمانهاى بسيار دور در طب ايورودا مصرف شده و به سنسكريت Garudi و به هندى Jaljamni ناميده شده است . شاخه‌ها پوشيده از كرك ، برگ تخم مرغى و كشيده ، تقريبا سه‌گوش و مخملى ، گلهاى نر خوشه‌اى كوتاه و گلهاى ماده منفرد و به صورت خوشه‌اى مىباشد . به‌طور خوراكى از جوشانده ريشه در رماتيسم مزمن و از مخلوط افشره برگ با آب براى درمان سوزاك مزمن و در استعمال خارجى از آن در اكزما و زردزخم استفاده درمانى به عمل مىآيد . گياه را به عربى هوال و به پارسى زمور افه‌بند مىنامند . Code - 1655 فجل الخيل Cochlearia armoracia L . گياهى است علفى ، پايا ، بدون كرك ، ساقه راست ، توخالى ، شياردار به ارتفاع تا 80 سانتيمتر از خانواده Cruciferae ، برگ پائين ساقه بزرگ و دراز به طول تا 30 سانتيمتر ، با دندانه‌هاى ريز و برگ بالاى ساقه كوچك با دندانه‌هاى ريزتر و پهنك منقسم به بريدگيهاى عميق ، گلها سفيدرنگ ، معطر به شكل خوشه‌اى در انتهاى شاخه گل‌دهنده ، ميوه خورجينك ، بيضوى بسيار كوچك ، ريشه كه مصرف خوراكى و داروئى دارد راست ، به رنگ خاكسترى ، گوشت‌دار ، مغز آن سفيد و اليافى شبيه ريسمان به طول 60 سانتيمتر و تا 2 متر نيز ديده شده است ، طعم تند و سوزاننده و پس از خرد شدن بوى آن مانند بوى دانه خردل و اشك‌آور مىباشد . منشاء اصلى گياه نواحى جنوب غربى آسيا مىباشد . در قرون وسطى از Salve به غرب اروپا و در قرن شانزدهم به فرانسه راه يافته است . تاريخچه : برخى مولفين عقيده دارند كه پلينى ( متوفى 79 ميلادى ) از آن با عنوان دوركننده عقرب نام برده شده است 1 * و حتى در يكى از تاليفات درباره اين گياه چنين آمده است " در كتب طب سنتى با نام ترب دشتى و فجل مصرى نام برده شده است . . . طبق نظر حكماى طب سنتى گرم و خشك است ! ؟ . . برگها و ساقه‌هاى جوان آن . . . درحالىكه منظور از فجل برى يا ترب وحشى در طب سنتى Raphanus Raphanistrum L . مىباشد كه در كتاب دياسقوريدوس ضمن شرح رافانس [ ترب ] 2 * و ديگر پزشكان سنتى ضمن شرح فجل [ ترب ] به ذكر آن پرداخته‌اند و گياه مورد بحث را پزشكان سنتى تا دوران قاجاريه نمىشناخته‌اند در اين زمان كتابى كه از آن نام برده است پزشكىنامه 3 * مىباشد .