ابو القاسم سلطانى

158

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

( 3 * ) - تت جامع مفردات ج 4 ص 8 ( 4 * ) - اختيارات بديعى 342 ( 5 * ) - جوارشات ، جوارش معرب از گوارش فارسى به معنى گوارنده مىباشد و آنها يك سرى تركيبات داروئى قديمى هستند كه بيشتر به منظور هضم كردن غذا و به‌طور كلى جهت ناراحتىهاى معدى به كار مىروند مانند جوارش كمونى ، جوارش سفرجلى ، جوارش شهرياران و غيره كه در قرابادين‌ها طرز تهيه آن‌ها آمده است . ( 6 * ) - مخزن الادويه ص 428 ( 7 * ) - اعتقال بطن ، اعتقال يا Spasm , Spasmus انقباض شديد و ناگهانى يك يا چند عضله كه با در دو اختلال كار عضلات همراه باشد Myospasm هم‌چنين به معنى تنگ شدن ناگهانى مجارى بدن نيز آمده است . ( 8 * ) - از كتاب خطى فروغ ناصرى تاليف ميرزا ابو القاسم نائينى ملقب به سلطان الحكماء معلم طب قديم دار الفنون ( 9 * ) - از پزشكىنامه ج 1 ص 86 ( 10 * ) - جرب چشم ، Psorophtalmia Code - 1375 محلب Cerasus mahaleb ( L . ) Mill . درختى است به بلندى بيش از 10 متر از خانواده Rosaceae پوست تنه درخت تيره‌رنگ ، ساقه‌هاى جوان باريك در ابتدا سبزرنگ و سپس قهوه‌اىرنگ مىشود . برگ كامل ، بيضوى دراز ، قاعده قلبى شكل يا گرد ، نوك كمى تيز ، دندانه‌دار ، به رنگ سبز روشن ، براق ، گل سفيدرنگ مجتمع خوشه‌اى به صورت دسته‌هاى 4 تا 8 تائى ، معطر با عطر بادام تلخ ، ميوه كوچك به اندازه يك نخود ابتدا زرد سپس سرخ و سياه‌رنگ مىشود . درخت بومى اروپاى جنوبى مىباشد در امريكا و آسيا نيز انتشار دارد . در ايران در جنگل‌هاى ارسباران ، لرستان ، كردستان ، الوند ، بختيارى ، كرج در حاشيه جنگل‌هاى كم‌درخت و زمين‌هاى آهكى و سيليسى رويش دارد . درخت در غرب ايران به نام محلب در لرستان ملحوو ، در دره كرج ملحم Malham در پشتكوه ملو Melaw ، در سردشت كنره Kenereh ، و كنر Kener ناميده مىشود . بنا بر نوشته ابو ريحان بيرونى در كتاب صيدنه درخت محلب در ختلان 1 * آذربايجان ، قريه كوز بين بم و جيرفت رويش داشته است . تاريخچه : در آثار يونانىها و روميهاى قديم نامى از آن به ميان نيامده است به سانسكريت گياه را Priyunger مىناميده‌اند . كاربرد گياه در ايران از قرون اوليه هجرى آغاز شده است و دانه آن را حب المحلب ناميده‌اند .