ابو القاسم سلطانى
140
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
همراه با آب و اگر تب نداشته باشد با شراب به بيمار مىدهند مصرف آن از طريق واژن خون قاعدگى را باز نموده و جنين را خارج مىسازد . كوبيده ريشه تازه آن در جراحات سودمند است 3 * . ريشه آن خارجكننده خلط سينه است و در ناراحتىهاى ناحيه ورك 4 * خوردن و يا تنقيه كردن به آن سودمند مىباشد . مقدار خوراك آن حدود 10 گرم مىباشد و عصاره ريشه آن را جانشين حضض مىنمايند 5 * . در بواسير خونى و پارگى عصب سودمند مىباشد 6 * . اخوينى تركيباتى را براى درمان فالج ، آسم ، خناق رحم ، درد مفاصل ذكر مىنمايد كه در آنها قنطوريون يكى از مواد متشكله آنها مىباشد توضيح آنكه در تركيبات داروئى مندرج در هدايه المتعلمين منظور از قنطوريون همين گياه مىباشد و قنطوريون صغعير را قنطوريون باريك ناميده است 7 * . ابن سينا گويد كه آن بازكننده مجارى كبد و سپرز و كشنده انگلهاى روده مىباشد در پارگى و چرك ماهيچهها موثر و تنقيه كردن آن در سياتيك موثر مىباشد 8 * . داود انطاكى ، حكيم مومن و عقيلى خراسانى علاوه بر موارد مصرف ذكر شده در بالا آن را در يرقان ، تشمع كبد و طحال ، سختى زايمان و به طور موضعى ضماد تازه آن را در فيستول ، شكستگى اعضاء سودمند و آن را براى مغز زيانآور دانسته اند و مىنويسند كه بايد آن را با عسل و شيرينى مصرف كرد 9 * و نيز مىتوان آن را براى تحريك و هيجان غشاء مخاطى معده و امعاء به جاى ژانسيان به كار برد 10 * . قسمت مورد مصرف : ريشه گياه تركيبات شيميائى : گياه داراى سنتورين Centaurine ، فيتوسترين ، تانن ، رزين ، اينولين و يك ماده تلخ مىباشد . خواص و موارد مصرف درمانى : ريشه گياه مقوى ، مشهى ، تصفيهكننده خون ، خلطآور و صفرابر مىباشد آن را در راشيتيسم ، عفونت كبد و بيماريهاى پوست مصرف مىنمايند . به صورت جوشانده يك فنجان قبل از غذا نوشيده مىشود . امروزه به عربى گياه را قنطريون كبير و عرطب مىنامند . ( 1 * ) - قنطوريون صغير Centaurea minus Moench ( 2 * ) - در كتاب الحاوى رازى به نقل قول از ديوسكوريد اين واژه وهن العضل آمده است ، وهن ، ضعف ، قضافه ، فرانسوى Asthenie ، انگليسى Asthenia ، ناتوانى ، فقدان و از دست دادن قوا مىباشد و وهن العضل به معنى ضعف ماهيچه مىباشد . ( 3 * ) - تت دياسقوريدوس م - 3 ش 6 ص 261 ( 4 * ) - ورك : قسمت خلفى استخوان لگن كه به فارسى سرسرون ناميده مىشود Ischium ، در علم تداوى ورك به معنى داء الحرقفه Coxalgia , Coxalgy درد تهيگاه است .