ابو القاسم سلطانى
98
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
جلد 4 ص 64 ) . كراث شامى را قفلوط 4 * خوانند . . . اصل او خورند نه فرع وى . . . ( اختيارات 372 ) . . . در تقويت باه تخم كراث شامى قويتر است . . . ( تحفه 218 ) . كراث . . . آنچه در آخر زمستان و اوايل بهار مىرسد و پياز آن شبيه به بصل ماكول [ پياز خوراكى ] است و قبه آن مانند قبه آن ، آن را كراث شامى بيونانى فراسن يا بالوطن و فراسون غافالوطن نيز و به شيرازى ترپياز نامند و خام اين غير ماكول بلكه پخته آن را با گوشت مىخورند . . . آشاميدن جوشانده ريشه آن بطريق اسفيدباج با روغن قرطم و روغن مكرر و روغن بادام يا كنجد جهت رفع قولنج نافع . . . ( مخزن 475 ) . كراث اندلسى كراث شامى است ( فرهنگ مخزن ) . ناظم الاطباء در پزشكىنامه مىنويسد : موسير به فرانسه اشالوت لاتين آليوم اسكالونيكوم است وى مىنويسد پياز آن و همچنين پياز آليوم اسكورودبروزوم و سير شبيه بهم هستند ولى موسير داراى طعمى شيرينتر و بوئى مطبوعتر از دو قسم ديگر ( پزشكىنامه ج 3 - 408 ) . ثوم . . . جبلى آن را به فارسى موسير گويند ( تحفه 67 ) . موسير Allium ascalonicum L ( شليمر 26 ) . كراث ابو شوشه ( نام عربى امروز گياه ) . خوكهه ، خوخاى ( اسامى محلى پارسى ) . نويسندگان تحفه و مخزن زير عنوان ثوم نام پارسى نوع جبلى آن را موسير ذكر نمودهاند . در پزشكىنامه و شليمر و ساير منابع نام علمى آن Allium ascolanicum L گزارش شده است . علاوه بر اين در كتابهاى تحفه و فرهنگ مخزن آمده است كه موسير اسم فارسى بصل الزيز است . بصل الزيز يا بصل الذئب Muscario comosum Mill مىباشد بنابراين در كتب قديم نام موسير به پياز دو گياه فوق اطلاق شده است . ولى بر خلاف نظريات كليه نويسندگان قديم و جديد آقاى مظفريان در فرهنگ نامها نام علمى موسير را Allium hirtifolium boiss گزارش نمودهاند به واژههاى كراث شامى و بلبوس مراجعه شود . ( 1 * ) - آبكامه كه اهل اصفهان و نائين و قهپايه كومه نامند و به عربى مرى [ به ضم ميم ] از مخترعات حكماء كلدانيون است و بهترين اقسام او آن است كه آرد جو و پودنه برى را در تابستان خمير كرده در تنور بپزند و با هموزن او پونه و مثل آن نمك و ربع او رازيانه و قدرى تخم كرفس با آب خمير كرده بيست روز در آفتاب گرم بگذارند و هر روز برهم زنند و آب بر او بپاشند و پس از آسياب كردن در آب حل كرده صاف نموده در شيشه كرده در آفتاب بگذارند . . . طبيعت آن گرم و خشك و هاضم و مشهى و رافع تخمه و ضرر چربيها . . . و شراب او چند روز با قدرى نمك جهت لاغر كردن بدن . . . ( فروغ ناصرى 49 ) . ( 2 * ) - ناسور مقعد ، فيستول مقعد Anal Fistula . ( 3 * ) - شرى - اير - كهير ، بنات الليل Urticaria ( 4 * ) - اصل مفلوط است از نسخه خطى كتابخانه شخصى اصلاح شد .