ابو القاسم سلطانى

78

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

گياهى است يك ساله كه هرساله مىرويد و آن را در بنطس [ بحر اسود ، درياى سياه كه خليج قسطنطنيه از آن منشعب مىشود . . . قبل از متصل شدن به بحر شام منطس ناميده مىشود ، معجم البلدان ، دهخدا ] الوقورون و در آسيا ايوبيا مىنامند . شاخه‌هاى آن انحنا داشته و بر روى زمين گسترده مىشود برگ آن شبيه به برگ حى العالم صغير ، باريكتر ، چسبناك ، كركدار و ضخيم با بويى شبيه به بوى درخت كاج ، گل آن كوچك و زردرنگ و ريشه آن شبيه به گياهى است كه قيخوريون [ Chondrilla jucea L ] ناميده مىشود . . . نوشيدن برگ آن با شراب به مدت هفت روز متوالى در يرقان سودمند است همچنين براى كبد ، سختى دفع ادرار ، درد كليه ، مغص [ قولنج - [ Colic مفيد مىباشد در ارقليا بنطيقى آن را به عنوان پادزهر اقونطى [ Aconit ] به كار مىبرند ، مخلوط آن با براده مس به صورت ضماد در ورم پستان و به منظور بهم آوردن جراحات به كار مىرود و نيز از پيشرفت پوستول جلوگيرى مىكند . ( تت كتاب دياسقوريدوس 307 ) . كمافيطوس ( رازى ) . . . ديوسكوريد گويد خوردن برگ اين گياه به مدت 7 روز يرقان را بهبود مىبخشد . . . [ ادامه مطالب با نوشته ديوسكوريد تحت عنوان حامانيطس تطبيق مىنمايد فقط اضافه بر آن آمده است كه خوردن آن به مدت چهل روز همراه با ادرومالى ( آب عسل ) در سياتيك موثر است به نظر مىرسد كه اين جمله اخير مربوط به جالينوس باشد ] . . . جالينوس گويد گياه تازه آن بهم‌آورنده جراحات گندناك است بديغورس گويد آن گشاينده انسدادها ، بازكننده خون قاعدگى و مدر است ( تت الحاوى جلد 21 369 ) . كمافيطوس گرم است و خشك . . . عرق النساء را سود كند و عسر البول را ، وجع مفاصل را ، و درد شش را . . . ( ابنيه 275 ) . اخوينى در كتاب هدايه المتعلمين چندين تركيب داروئى را كه در آن كمافيطوس وارد شده است براى درمان بيماريهاى كبد نظير يرقان ، تشمع كبد ، همچنين ورم طحال ، سنگ كليه و سياتيك ذكر نموده است ( هدايه 443 ، 446 ، 477 ، 492 ، 574 ) . . . كمافيطوس نام رومى است به سريانى مرارات كيغا و به پارسى شم شيب . . . ( تت صيدنه ع 320 ) ، كمافيطوس و يقال حمافيطوس . . . ( شرح اسماء م - 190 ) ، به يونانى خامانيطس گويند و معنى آن صنوبر الارض بود و گويند . . . مؤلف گويد حشيشه‌اى است كه . . . آن را به شيرازى ماش دارو خوانند . . . چون با عسل بياشامند عرق النساء را نافع بود . . . مقدار ماخوذ از وى يك مثقال بود ( اختيارات نسخه خطى كتابخانه شخصى ) [ نسخه چاپى در مقابله ، نسخه خطى فاقد عناوين و مطالب مربوط به كمافيطوس ، كماذريوس ، كمون ، كمون اسود ، كمون جبلى ، كمون حبشى ، كمون ارمنى و كمكام است ] . كمافيطوس هو الحامابيطس يعنى صنوبر الارض . . . تا ده سال اثر خود را حفظ مىكند . . . [ تذكره 275 ] . معرب از طامانيطس [ صحيح خامائه پيتيس ] يونانى است . خامانيطس بيونانى به معنى كمافيطوس است ( تحفه صفحات 224 ، 98 ، 108 ، 226 ) . . . يونانى خامانيطس . . . به معنى مفروش بر زمين . . . شاخهاى آن مايل به سرخى برگ آن شبيه به برگ صنوبر و حى العالم صغير و مزغب ( كركدار ) ، و كثيف ضخيم و تلخ با اندك قبوضت و حرافت و با رطوبت چسبيده و بوى آن شبيه به بوى درخت صنوبر و گل آن باريك و زرد . . . ( مخزن 490 ) .