ابو القاسم سلطانى

58

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

ديوسكوريد ذيل عنوان ابروطنن دو گياه قيصوم انثى و قيصوم ذكر را چنين شرح مىدهد : ابروطنن كه آن را " ايرقلين " و " غليقين انقون " مىنامند دو نوع است نوع ماده آن گياهى است به شكل درخت ، مايل به سفيدى ، شاخه‌هاى آن پربرگ و برگ آن داراى تقسيمات زياد و باريك مانند برگ ساريفون ( سداب ) و بر سر و اطراف آن گل سفيد طلائىرنگ كه در تابستان ظاهر مىشود داراى بوئى تند معطر و كمى تلخ‌مزه و در صقليه 2 * مىرويد ، نوع ديگر آنكه نر است داراى ساقه‌اى باريك و ميوه آن كوچك شبيه به افسنيتن كه در بلاد قبدوقيا و در بلادى كه به آن آسيا گفته مىشود مىرويد . ابروطنن در تنگ‌نفس ايستاده 3 * پارگى عضله ، سياتيك ، سختى دفع ادرار ، احتباس خون قاعدگى سودمند و پادزهر داروهاى كشنده است . . . ( تت كتاب دياسقوريدوس 250 ) . قيصوم ( رازى ) ، ديوسكوريد گويد كه كوبيده يا جوشانده آن در تنگ‌نفس ايستاده ، پارگى عضله ، سياتيك ، سختى دفع ادرار ، احتباس خون قاعدگى سودمند و با شراب پادزهر داروهاى كشنده است . . . ( تت الحاوى جلد 21 - 270 ) قيصوم ، نوعى شيح است به يونانى ابروطنن و در اندلس آن را شرين و عرب آن را عبيثران مىنامند . . . ( ترجمه از شرح اسماء م - 337 ) . قيصوم نوعى برنجاسف است و در برگ و قبه 4 * مانند او ، گلش با عطريت و ثقل رايحه شبيه به رايحه برنجاسف ، طعمش تلخ و زردرنگ است و به جهت اين اشتباهات قيصوم را برنجاسف دانسته‌اند . . . ( تحفه 211 ) . قيصوم لغت عربى است و قيسوم به سين مهمله نيز آمده و به فارسى . . . بوىمادران نيز و برتراسك و به شيرازى سرزردك و به هندى كندتا و كندمار نيز نامند . . . و گفته‌اند برنجاسف جبلى است . . . ماده آن نبائى است ثمنشى مشاكل شجر مايل به سفيدى و شاخه‌هاى آن پربرگ و برگ آن مشقق باريك ، شبيه به برگ سداب و برساق آن رطوبتى چسبيده و بر سر و اطراف شاخه‌هاى آن گلى مستدير زرد طلائىرنگ و خوشبوى و با حدت و ثقل و تلخ طعم و ثمر آن مانند حب الاس ( ميوه مورد ) و در تابستان گل مىكند . . . برخى به غلط قيصوم را خود برنجاسف دانسته‌اند . . . ( مخزن 465 ) . گل بومادران ( در تهران ) . برنجاسف ( در بازار هند ) ( هوپر 80 ) قيصوم بعيثران ( نام امروزى گياه در كشورهاى عربى ) . با توجه به مراتب فوق از نظر پزشكان سنتى واژه‌هاى ابروطنن و قيصوم مترادف و نام قيصوم به دو گياه قيصوم ذكر يا قيصوم نر و قيصوم انثى يا ماده اطلاق شده است و اثر درمانى هر دو گياه يكسان و در كتب قديم ذيل عنوان قيصوم آمده‌اند . امروزه نيز در كليه كشورهاى عربىزبان قيصوم ماده را قيصوم ، قيسون ، بعيثران و بابونى مىنامند . در سوريه به نام قيصوم جبلى ، بوعيثران ، شاى بريه ، اخيل عطرى ، شاى بريه و در ليبى شاى الجبل و فليه غدير نيز ناميده مىشود قيصوم انثى را به هندى برنجاسف و به پارسى با نام بوىمادران توسط عطاريها عرضه مىگردد . در فلور ايران نيز اين گياه به نام بوىمادران آمده است به هر جهت منظور از بومادران در كتب و فرمولهاى داروئى قديم قيصوم انثى بوده است . ( 1 * ) - اختناق رحم يا هيسترى Hysteria