ابو القاسم سلطانى
56
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
آن را بسوزانند و نمك آن را بگيرند بدين نحو كه آن را بسوزانند خاكستر آن را در آب حل كنند و آب آن را به جرعلقه بگيرند و طبخ نمايند تا آب بسوزد و نمك بماند و اندكى از آن را بخورند جهت سعفه يعنى كچلى و اورام مائى [ خيز عمومى انساج ] و قيله الماء 2 * نافع و مجرب است ( مخزن 322 ) . بومادران ( شليمر 12 ) 3 * . اسامى ذكرشده در واژهنامهها و كتب جديد براى اين گياه عبارتند از : حزنبل ، حشيشة الريه ، حشيشة الجزع ، ام الف ورقه ، عشبهء النجارين ، اهداب فينوس ، عشبهء الجروح ( در سوريه ) . حزمبل ( در ليبى ) . آغ ياوشن ( شاپور آذربايجان ) ، پونك ( اليگودرز ) ، پويه ( اطراف تهران ) ، ايلان گرمز ( كوههاى بختيارى ) بومادران هزاربرگ . توجه : اين گياه در كليه كتب قديم ذيل ماده سطراطيوطس آمده است و واژه حزنبل گرچه اولينبار توسط عقيلى خراسانى در كتاب مخزن الادويه به اين گياه اطلاق شده است ولى در همين كتاب و كتب قديمى ديگر منظور از حزنبل كه ريشه آن مصرف داشته است مريافلن Myriophyllum spicatum L . مىباشد كه ديوسكوريد ذيل ماده موريوفلن و ديگران آن را ذيل ماده حزنبل شرح دادهاند . برخى از مولفين و محققين اشباها مريافلن را مترادف با Achillea millefolium ذكر نمودهاند . ( 1 * ) - ناسور جمع آن نواسير Fistula مجرائى است كه از بسته شدن ناقص يك زخم يا آبسه بوجود مىآيد و گاهى مقدارى مايع از آن خارج مىشود مانند ناسور مقعد Anal fistula كه نزديك ركتوم بوجود آمده و ممكن است به آن راه داشته باشد . ( 2 * ) - قيلهء الماء - قيلهء المائيه ، قروه Hydrocele تورم ايجادشده در اثر تجمع مايع سروزى در واژينال بيضه . ( 3 * ) - منظور از بومادران تا قبل از دوران قاجاريه قيصوم انثى بوده و اولينبار شليمر اين گياه را بومادران ناميده است لذا بومادران ذكرشده در كتب قديم بهطورىكه خواهد آمد قيصوم انثى Achillea santolina L مىباشد . Code - 102 عود العطاس ( حكيم مومن ) Achillea ptarmica L فطرميكى ، گياهى است داراى شاخههاى انبوه باريك و گرد شبيه به قيصوم و برگ آن شبيه به برگ زيتون مىباشد ولى بزرگتر از آن است در انتهاى ساقه كاپيتولى شبيه به بابونه دارد با بويى تند كه شديد و عطسهآور است و در كوهها و بين سنگلاخها مىرويد . . . ( تت كتاب دياسقوريدوس 216 ) . بطارميقى ، جالينوس در كتاب هشتم مىگويد گل اين نبات عطسهآور است ضماد گل آن از بينبرنده كك مك و خونمردگى زير جلد است بنابراين گرم و خشك است . . . ( تت الحاوى 20 ص 166 ) . عود العطاس بيخى است به قدر انگشتى شاخههاى او باريك و انبوه شبيه به گياه برنجاسف ، برگش شبيه به برگ زيتون و قبه او كوچك شبيه به بابونه و تندبوى و عطسهآورنده و بيطاران در جراحات دواب استعمال مىنمايند ، محلل و ضماد او رافع نمش [ كك و مك ] و كلف [ انگليسى Freckle ، فرانسوى Saches du