ابو القاسم سلطانى
51
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
موارد مصرف درمانى آن شبيه به ايپكا مىباشد . گياه در برونشيت ، آسم ، پنومونى و رماتيسم مصرف مىشود . ريشه و برگهاى گياه خاصيت مسهلى دارند . شيرابه برگها قىآور مىباشد و آن را براى اين منظور به كار مىبرند . همچنين شيرابه برگهاى تازه زخمها را التيام مىبخشد . گياه را به عربى حرامى الذبل و عطارد ثلاثى مىنامند . Code - 68 پنىتىگونى Acantholimon olivieri ( Jaub . et Spach ) Boiss گياهى است بومى و مخصوص ايران كه در آذربايجان و خلخال در طب عوام به عنوان تببر و ضد درد و ملين مصرف مىشود . Code - 72 آذربو ، آذربوى ، آذربويه Acanthophyllum squarrosum Boiss مقدمه : برخى محققين آذريونه و آذربويه را يك گياه دانستهاند و حتى گفته شده كه آذربويه غلط و صحيح آن آذريونه مىباشد درحالىكه دو گياه مختلف مىباشند . هروى مىنويسد : " آذربوى دو جنس است و او گياهى است بيخش را عرطنيثا " مىنامند و ابن سينا تحت عنوان عرطنيثا آورده است : ديوسكوريد گويد " كاسبرگهاى آن مانند كاسبرگهاى نخود و برگ آن شبيه برگ كلم و ريشه آن به شكل شلغم و به رنگ سياه مىباشد و پشم چركين را با آن مىشويند ولى امروزه گياهى را كه ما عرطنيثا مىناميم بوتهاى خار مانند و ريشه آن سفيدرنگ مىباشد و پشم چركين را با آن مىشويند ولى خواص هر دو گياه يكسان مىباشد 3 * . از طرف ديگر آنچه ابن سينا ذيل عنوان آذريون و رازى ذيل آذريونه و ابن بيطار ( به نقل از ديوسكوريد ) ذكر مىنمايند كاملا با آنچه در دياسقوريدوس ذيل عنوان لاونطوباطلن 4 * آمده است يكسان مىباشد . لذا آذريون يا آذريونه مترادف با لاونطوباطلن مىباشد و چنانچه بعدا خواهد آمد نام علمى آن Leontice leotopetalum L . مىباشد . اما درباره آذربويه ، هروى ذيل عنوان عرطنيثا مىنويسد " به پارسى اسپريون بود و تورم و فلال ، گليمها به دو بشويند و گياه او را آذربوى خوانند منافعش ياد كردهاند اندر باب الف " 5 * به پارسى بلال گويند و نيز گليمشوى ناميده مىشود زيرا پشم را با آن سفيد و تميز مىكنند 6 * ، آذربو يا آذربويه بيخ خارى است . آن بيخ را فلار ، قلار ، گليمشوى ، قصبشوى و به شيرازى چوبك اشنان خوانند و بخور مريم 7 * نوعى از آن است 8 * ، به فارسى چوه صباغان گويند 9 * و چوغان 10 * ، اشنان ، آذربويه ، چوبك 11 * ، آذربو ، ساپونردريان 12 * همان آذربوى ممالك ما مىباشد كه چوبك و چوه نيز مىناميم 13 * ، آذربو ( فرهنگ معلم ) ، چوبه 14 * چوبك ، تركزبانان چوغان و در همدان اسپرون نامند با نام علمى آمده در صدر 15 * .