ابو القاسم سلطانى

407

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

ريشه صخيم ، طويل ، شلغمىشكل ، گوشت‌دار ، گاهى منشعب دكمه‌دار و زگيل‌دار و شاخكهاى زياد به رنگ سفيد مايل به زرد . مقطع شكستگى سفيد داراى بوى قوى ، طعم تند و تلخ ، گياه در غالب مناطق جنوب اروپا ، شمال افريقا و آسيا مىرويد . محل رويش آن در ايران ارسباران ، اشنو ، على بلاخ ، هرزويل و . . . مىباشد . تاريخچه و كاربرد درمانى آن در طب سنتى : گياه را به سريانى فشراشتين Fasher ashtin و به يونانى Amplos melaina مىناميده‌اند . ديوسكوريد بخاطر پريدگى رنگ برگ‌ها و شاخه‌هايش آن را پيچك سفيد ناميده و نام انگليسى White vine از همين جهت به آن داده شده است و در مقابل به گياه ديگرى با نام علمى Tamus communis كه داراى برگ‌هاى تيره‌رنگ و براق مىباشد آن را پيچك سياه ناميده كه به انگليسى Black bryny ناميده شده است . به هر جهت ديوسكوريد درباره اين گياه كه اصطفن و حنين آن را به انبالس مالئا معرب نموده‌اند مىنويسد : آن را برونيا و خيرونيوس انباس و فاشرشين نيز ناميده‌اند برگ آن شبيه به برگ لبلاب ولى برگ و شاخه‌هاى آن بيشتر است و به وسيله پيچكهائى كه دارد به درختان مىچسبد و ميوه آن به انگور شباهت دارد . برگ‌هاى تازه‌روئيده آن خوراكى و زيادكننده پيشاب و خون قاعدگى است در ورم طحال ، صرع و فالج سودمند است و اثرات درمانى آن مانند فاشرا ولى ضعيف‌تر است و ضماد آن با شراب جهت زخمهاى چركين خر مصرف مىشود . هم‌چنين در التواء عصب 1 * سودمند مىباشد 2 * . رازى دو گياه فاشرا و فاشرستين را در يك موضع و با عنوان فاشرا و فاشرستين آورده و در مورد فاشرستين از قول ديوسكوريد آنچه را مىنويسد كه ديوسكوريد ذيل Amplos melaina ذكر نموده و اثر درمانى آن را شبيه به فاشرا دانسته است 3 * . هروى گويد ششبداز ، ششپياز معروف به فاشرستين 4 * است . ادرار و بول آورد و سختى طحال را منفعت دارد و تحليل كند 5 * . ابو ريحان بيرونى مىنويسد : فاشرستين به رومى لثوهيرمرطيس به سريانى فاشرشتين به فارسى شست بدار و به قول ابو معاذ شست بداز و الكرمهء السوداء مىباشد و قاينى گويد كرم البرى الاسود مىباشد . . . 6 * . ابن سينا گويد كه آن از جنس فاشرا مىباشد و سينه را از اخلاط پاك مىكند 7 * در شرح اسماء و جامع مفردات ابن بيطار اسامى مترادف آن چنين آمده است : فاشرستين به يونانى اينالس مالئا ، كرمهء السوداء ، كرم اسود ، ششبندان ( به فارسى ) ، بوطانيه ( در اندلس ) و به بربرى ميمون ناميده مىباشد 8 * . انصارى گويد فاشرستين به سريانى به معنى دافع شصت علت بود به شيرازى آن را سياه‌دارو مىنامند 9 * به فارسى ششبندان سياه و به رومى انار و ترطيس مىنامند . طبيعت آن گرم و خشك به اعتدال مىباشد ضماد برگ او جهت زخمهاى حيوانات مانند خر و استر و گاو و امثال اينها و التواى عصب نافع