ابو القاسم سلطانى

393

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

( 4 * ) - پنجمين كتاب از شانزده كتاب جالينوس درباره ادويه مركبه است كه خود به دو كتاب قاطاجانس و ميامر تقسيم مىشود واژه ميامر جع‌ميمر به معنى راه مىباشد كه راه و روش صحيح تركيبات داروها را نشان مىدهد . ( 5 * ) - الحاوى ج 21 - 377 ( 6 * ) - منظور آبى است كه از جوشانده كلم در آب به دست مىآيد اين آب را لينت‌بخش مزاج مىدانستند و چنانچه دو بار مىجوشاندند و آب آن را خارج مىنمودند از برگ پخته‌شده به عنوان قابض استفاده مىشده است . ( 7 * ) - ترمس يا باقلاى شامى Lupinus angustifolious L , Lupinus termis L . ( 8 * ) - شيح Artemisia judaica ( 9 * ) - نمش : انگليسى Freckle ephelide فرانسوى Tache de rousseur كك‌مك ( 10 * ) - كلف به فارسى بسنج ( Besanj ) و تفسه گويند هيپرپيگمانتاسيون موضعى در اثر افزايش ملانين با افزايش تعداد ملانوسيت‌ها كه از نمش بزرگتر مىباشد به اندازه 1 تا 3 سانتيمتر مانند كك‌مك آبستنى يا Lentigo يا ماه‌گرفتگى Cyasma , Amothers mart ( 11 * ) - الابنيه ص 262 ( 12 * ) - اصل : اغريا و كرابا ( 13 * ) - كرنب مصرى Brassila oleracea ( L . ) var . Capitata ( 14 * ) - كرنب بحرى Crambe maritima L . ( 15 * ) - تت صيدنه عپ 314 ( 16 * ) - اصل قروح . . . يمنع سعى الخبيثه ، قرحه ساعيه به هر زخم جابه‌جاشونده و دونده نظير Seriginous ulcer اطلاق شده است كه در جاى خود شفا مىيابد و در جاى ديگر ظاهر مىشود ولى با توجه به اين كه واژه خبيثه نيز به آن اضافه شده است شايد منظور قرحه‌هاى كارسينومى و اپيتليومى باشد . ( 17 * ) - جرب متقرح ، كه مخزن معادل آن را قوباى مزمن آورده كه اكزماى مزمن مىباشد . ( 18 * ) - نار فارسى ، جمره ، آتش‌پاره ، سياه‌زخم Anthrax ( 19 * ) - تت قانون عب ص 347 ( 20 * ) - رها ، كه يونانيان آن را اوس Odes مىنامند و امروزه به نام اورفا ناميده مىشود شهرى بوده است در بين النهرين شمالى ( 21 * ) - جامع مفردات ج 4 - ص 59 ( 22 * ) - اختيارات ص 372 ( 23 * ) - تحفه 218 - مخزن 479