ابو القاسم سلطانى
387
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
فشرده ، ميوه به درازاى 5 / 1 تا 5 / 2 سانتيمتر منتهى به منقارى باريك و كوتاه و حالت چسبيده به ساقه را دارا مىباشد و دانهى به رنگ قرمز تيره به قطر يك ميلىمتر در آن قرار دارد دانهها فاقد بو و در ابتدا مزه آن تلخ و تند و سوزاننده مىباشد و در آب ايجاد موسيلاژ مىنمايد . گياه در غالب نواحى جنوب و مركز اروپا ، افريقاى شمالى ، جنوب سيبرى و ايران بهطور وحشى وجود دارد و در اغلب نقاط بهويژه در هلند ، انگليس ، ايتاليا ، آلمان ، مصر و سوريه آن را پرورش مىدهند . در ايران در آذربايجان ، خسروى ، نزديك شاپور و در جنوب : مكران ، نيكشهر رويش دارد . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : خردل را از زمانهاى بسيار قديم مىشناختهاند به آشورى آن را Lardinnu به عبرى Khardel به سريانى Khardela و تئوفراست آن را Sinapi , Napi ( اسامى يونانى ) ناميده است . فيثاغورث در 530 ( ق - م ) از خردل به عنوان پادزهر در عقربزدگى استفاده كرده است و پلينى مىنويسد كه آنچنان زننده است كه مانند آتش مىسوزاند . ديوسكوريد آن را Sinepi ناميده كه به سينيفى معرب شده است وى مىنويسد : آن را Napi نيز مىنامند بهترين خردل آن است كه زياد خشك نبوده و دانه آن بزرگ نباشد و اگر آن را بكوبند گرد حاصل زرد رنگ باشد و آن گرم مىباشد . خردل نرمكننده ، كشنده اخلاط از عمق بدن و از بينبرنده بلغم است . غرغره مخلوط كوبيده آن با آب عسل در ورم زبان و زبرى ناى موثر است استشمام گرد آن عطسهآور بوده و بيماران بىهوش صرعى را به هوش مىآورد و در زنانى كه به هيسترى مبتلى مىباشند سودمند است . ضماد آن در ليثرغس 1 * و داء الثعلب سودمند مىباشد ضماد مخلوط آن با انجير براى سياتيك ، ورم طحال ، كليه دردهاى مزمن خوب است اگر آن را با عسل ، پيه و موم ذوب نموده و به آن روغن زيتون بهافزايند قرحه و خونمردگى زير جلد را از بين مىبرد ماليدن مخلوط آن با عسل در قوبا و گرد آن در برخى تبها و مخلوط آن با انجير در سنگينى و زوز كردن گوش و به چشم كشيدن مخلوط آن با عسل در آبمرواريد 2 * و زبرى پلك چشم موثر مىباشد ( ترجمه از دياسقوريدوس م - 2 ش 154 ص 211 ) . رازى تحت عنوان خردل پس از نقل قول كامل از ديوسكوريد به شرح فوق مىنويسد : ابن ماسويه گويد خردل گرم و خشك است در وسط چهارم و آن تحليلبرنده رطوبات از سر ، معده و خشككننده زبان است . زيادهروى در خوردن آن ايجاد اندوه مىنمايد . در درد طحال ، درد قلب ، برص ، تب چهاريك و تبهاى مزمن بلغمى سودمند مىباشد و ماسرجويه گويد براى لرز خوب است ( تت الحاوى ج 20 - ص 385 ) . اگر آبش را بر سر كسى ريزند كه نسيان بسيار كند وى را سود دارد و عرق النساء 3 * را منفعت دهد چون بر كونسته 4 * بهمالند ( الابنيه 129 ) . حرفه به لغت اقصا بلاد شام خردل را گويند ( صيدنه ترجمه فارسى شماره 251 ) . خردل را به لغت سريانى خردلا و به پارسى سپندان خوش و به هندى راى 5 * و به ملتان 6 * اهرى گويند و رازى گويد سپندان دو نوع است سپيد و سرخ به هندى آن را اهرى و به عربى صناب گويند ( تت صيدنه عپ 175 ) .