ابو القاسم سلطانى
357
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
اين گياه در كتاب دياسقوريدوس ذيل تئوتلومن كه به ساوطلن معرب شده و حنين معادل عربى آن را سلق ذكر نموده و در كتب قديمى ديگر با عنوان سلق آمده است . ديوسكوريد مىنويسد كه سلق دو نوع است سياه آنكه شكم را بند مىآورد 1 * و ريشه آن زمانى كه با عدس پخته شود شكم را بند مىآورد و قسم ديگر ملين است و هر دو نوع كيموس بد شورهاى مىدهند درد گوش را تسكين مىدهد 2 * و به بينى كشيدن مخلوط عصاره آن با عسل مغز را پاك مىكند . شستن سر با جوشانده برگ و ريشه شپش و رشك را از بين مىبرد همچنين جوشانده آن بهطور موضعى ترك خوردگى ناشى از سرمازدگى و ضماد برگ آن در لك و پيس بعد از شستن موضع با نطرن 3 * و در طاسى ، زخمهاى ديرعلاج ، سبوسه سر ، سوختگى با آتش و باد سرخ سودمند است 4 * . ابن ماسويه گويد براى معده مضر است و ايجاد نفخ و قراقر شكم مىنمايد ولى اگر با فول 5 * مصرف نمايند گوارش آن سريعتر مىشود و اگر آن را با فلفل و خردل و زيره بخورند در انسداد كبد و چنانچه با سركه تناول نمايند در انسداد طحال موثر است . آب برگ و ريشه آن در شوره سر موثر است و قسطس در كتاب فلاحت رومى گويد نوشيدن يك قيروطى از عصاره آن و گذاردن آن بر روى ورم موجب تسكين آن مىگردد و در لكههاى سياه صورت و ريزش مو موثر مىباشد 6 * . سلق جغندر است 7 * . اخوينى در تركيبات داروئى آن را با نام چكندر آورده است آن را در سنگ كليه ، نقرس ، سياتيك ، آسم ، ورم معده ، ورم قسمت مقعر كبد ، پورپورا ، آبله ، تب چهار يك و تخم چكندر را در تركيبات ضد فلج وارد نموده است 8 * . سلق به رومى ايروقوليون و طروطلون به سريانى سلقا ، شيلوما و شيلوم و به پارسى چكندر و صربه ناميده مىشود 9 * . ماليدن مخلوط آن با عسل در اكزما موثر مىباشد بهتر آن است كه هميشه سلق را با ادويه و آبكامه بخورند 10 * عصاره او با زهره كلنگ اندر بينى چكانند لقوه را سود دارد 11 * . در كتاب منصورى 12 * آمده است كه آن بلغم را قطع ، تنفس را آسان و تمايل جنسى را زياد مىكند و برگ آن روى زخم شهديه 13 * كودكان و عصاره آن در درد گوش و ميگرن موثر است 14 * اگر به 25 گرم آب چغندر حدود يك گرم غاريقون اضافه و حل نموده و آن را بياشامند خلطهاى غليظ و لزج را از سينه خارج مىكند 15 * ماليدن جوشانده غليظ برگ آن در باد سرخ و زخمهاى ديردرمانپذير موثر است . خوردن آن باعث قولنج است ولى پختهشده آن با عدس يا خردل و آبكامه ، آبغوره و شراب اترج مسكن قولنج و كرامپ عضلانى است . آب برگ آن با حنا موجب تقويت و رويانيدن و خوشرنگ كردن مو مىشود 16 * . قابل ذكر است كه كشت چغندر در يونان و روم از قرن اول و در فرانسه از قرن شانزدهم ميلادى آغاز شده است در كتاب فارسىزبان ارشاد الزراعه تاليف قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى در سال 921 هجرى قمرى طرز كاشت داشت و برداشت چغندر آمده است . علاوه بر اسامى پارسى چغندر كه در بالا آمده آن را جگندر ، چقندر ( ارشاد الزراعه ) ، چندر Chondor ( سمنانى ) ، چدر ، چنر Chonor ( كردى ) ، چنگل Changel ( مازندرانى ) پاژو ( فرهنگ نفيسى ) ، پاژى ( هنجرى ) ، لبلبو ، لبو ( چغندر پخته شده ) نيز ناميدهاند .