ابو القاسم سلطانى
271
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
ديوسكوريد گياه مورد بحث را آرن Aron ناميده و مىنويسد : سريانىها آن را لوفا ناميدهاند برگ آن به برگ لوف كبير 2 * شباهت دارد ولى از آن كوچكتر و درازاى ساقه آن به اندازه يك وجب و شبيه به دسته هاون و به رنگ ارغوانى مىباشد . ميوه آن زعفرانىرنگ و ريشه آن شباهت به ريشه لوف كبير دارد آن را پخته و مىخورند . اثر درمانى ميوه ، برگ و ريشه آن نيز مانند لوف كبير است و چون تندى آن كمتر مىباشد از طريق داخل آن را مصرف مىنمايند ( تت دياسقوريدوس م - 2 ش 164 ص 221 ) . آرن لوف است ( اصطفن و حنين ) . لوف ، بازكننده مجارى عروقى ، زيادهكننده قوه باه و در آسم مزمن ، كك مك و لكههاى سياه و سفيد جلد و زخمها موثر مىباشد . ريشه آن خارجكننده خلطهاى غليظ از سينه و معده و روده است ( از الابنيه 301 ) . فيلجوش لوف است ( الحاوى ج 21 - 214 ) . رازى و ابو الخير گفتهاند كه لوف جعد را اگر چندين بار بپزند بيشتر به خارج كردن خلط غليظ از سينه كمك مىكند ( تت صيدنه عپ 332 ) . لوف دو نوع است ، لوف الجعد و لوف السبط . . . ريشه آن همراه با شراب داروى تركخوردگى ناشى از سرمازدگى است در كليه آماسها موثر و مخلوط ريشه آن با فاشرا 3 * مرهم زخمهاى ديرعلاج مىباشد به صورت فتيله خشكشده و كوبيده آن را در فيستولها به كار مىبرند و برگ آن نيز براى زخمهاى بد خوب است . عصاره خوشه آن براى درد گوش و مخلوط آن با روغن گل در سرطان بينى و جذام سودمند مىباشد همچنين دانه آن در هر نوع زخم بينى موثر است و بهتر است كه آن را به وسيله يك قطعه پشم داخل بينى بگذارند . لوف الجعد بهويژه اگر آن را چندين بار در آب جوش بهپزند سپس آن را تناول نمايند براى خلط سينه ، آسم برونشيك مزمن و تنگ نفس ارتوپنه موثر مىباشد . گفته شده است كه اگر سى دانه از ميوه لوف الجعد را با سركه يا شراب بخورند موجب سقط جنين مىشود ، فيلجوش پيشاب را زياد مىكند اگر بدن را با ريشه آن ماساژ دهند مار نمىگزد ( تت قانون عب 351 ) . فيلجوش يا اذن الفيل لوف الجعد است و آن را در حرف لام ذكر مىكنيم ( جامع المفردات ج 3 - 173 ) . لوف سه صنف است . . . صنف ثانى [ نوع دوم ] به يونانى آرن به بربرى ايرن و به اندلسى صقاره ناميده مىشود و آن لوف الجعد است . . . ( جامع المفردات ج 4 - 114 ) . لوف به پارسى پيلگوش خوانند . . . ( اختيارات 399 ) . لوف . . . قسم ثانى لوف را برگ كوچك . . . لوف الجعد و فيلجوش نامند . . . بيخ تازه او با روغن زردالو به جوشانند تا سوخته شود ضمادش مسقط دانه بواسير است ( تحفه 235 ) . قسم ثانى لوف را لوف الجعد و فيلجوش و به يونانى ارب لاون و به بربرى الوانى و اهل اندلس صياره و به فرنگى اريسارم نامند ( مخزن 514 ) . در اواخر دوران قاجاريه گياه باباآدم را نيز جزو اصناف لوف آوردهاند ولى سلطان الحكماء در فروغ ناصرى ذيل ماده باباآدم در رد آن مىنويسد : " در اين زمان كه مدار سنه هجريه بر يكهزار و سيصد [ هجرى قمرى ] است گياه معروف باباآدم را صنفى از اصناف لوف دانسته و ريشه آن را چينى فقرا نامند و به دستور چوب چينى مقدار ده مثقال آن را طبخ