ابو القاسم سلطانى
29
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
گياه ، كاربرد قديم و جديد ، محل رويش و نظريات محققانى چون مايرهوف ، لكلرك ، عيسى ، اندره ، شليمر و هوپر درباره نام علمى گياه و تحقيقات همهجانبه ، نام علمى گياه مشخص و در صدر فيشهاى بزرگ نوشته شد . قابل ذكر است كه كتب نوشتهشده در قرون اوليه هجرى ( دوران ترجمه ) بهويژه تاليفات زمان تلاقى طب قديم با طب جديد ( مدرسه دار الفنون ) در جهت شناسائى گياهان و مشخص نمودن اصطلاحات و اسامى بيماريها كمك بسيار ارزنده به من نموده است . هرچند در به دو امر منظورم فقط شناسائى گياهان مندرج در طب سنتى بود ولى پارهاى مسائل مانند اطلاق نام سنتى گياه به گياه ديگر ، چندنامى ، همنامى ، اشتباهات محققان ، مولفين موجب گرديد كه براى زدودن شك و شبهه و سردرگمى به شرح اينگونه گياهان نيز پرداخته شود همچنين وجود برخى گياهان مفيد نظير Campanula patula , Centella asiatica و . . . كه در ايران وجود دارند و در اروپا و امريكا به منظور تهيه دارو و پرورش داده مىشوند همچنين گياهانى كه عوام مصرف مىنمايند و يا در عطاريها عرضه مىشوند و جاى تحقيق و بررسى دارند موجب گرديده كه دامنه عمل وسيعتر شود . نكاتى درباره واژهنامه ضميمه دايره المعارف : 1 - از آنجا كه امروزه گياهان در سرتاسر جهان با نام علمى شناخته مىشوند به منظور استفاده پزشكان ، داروسازان ، پژوهشگران و دانشجويان نام علمى گياهان به حروف لاتين در مدخل آمده و به ترتيب حروف از چپ به راست مرتب و كدگذارى شدهاند . 2 - چون اسامى علمى گياهان برحسب پيشرفت گياهشناسى تغيير نموده بعضى به صورت گونه هاى فرعى و يا حتى در جنس ديگرى جاى داده شدهاند اين سينونيمها يا اسامى مترادف ذيل نام علمى كه اصل قرار داده شده آمدهاند . 3 - برخى از كتب گياهشناسى و يا واژهنامههاى گياهى بسته به زمان تاليف ممكن است يكى از سينونيم را مدخل قرار داده باشند ، لذا در واژهنامه اين سينونيمها نيز در موضع خود قرار گرفته كدگذارى و به نام اصلى ارجاع داده شده است . 4 - در صورت وجود اسامى به هريك از زبانهاى فرانسه ، انگليسى ، آلمانى ، ايتاليائى ، اسپانيولى ، تركى استانبولى ، ارمنى در واژهنامه وارد شدهاند . 5 - بسته به شناسائى گياه در غرب ، ايران باستان ، منطقه بين النهرين يا شرق ، اسامى يونانى ، رومى ، اوستائى ، پهلوى ، اكدى ، آرامى ، آشورى ، چينى و سنسكريتى گياه در واژهنامه آمده است . اين اسامى بهويژه براى زبانشناسان به جهت ريشهيابى واژهها از اهميت ويژهاى برخوردار مىباشند . 6 - اسامى عربى و واژههاى معرب كه آوانگارى شده و با نام اولين فردى كه از آن در تاليف خود نام برده و برحسب قدمت تاريخى آمده است و در آخر اسم عربى مشهور و اسامى مترادف آن در كشورهاى عربىزبان در واژهنامه آمده است .