ابو القاسم سلطانى

210

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

مورخين ، نويسندگان و شعرا درباره آن مطالبى را نوشته و سروده‌اند تئوفانس Theophanes تاريخ نويس بيزانس در كتاب Chronographia از جنگ خسروپرويز با هراكليوس ياد نموده و مىنويسد از جمله غنائمى كه در دستگرد به دست روميان افتاده است مقادير هنگفتى شمش نقره ، فرشهاى زربفت . . . داربوى يا عود بوده است 5 * . و در كليله و دمنه آمده است كه " اگر دون‌همتى چنين سعى به سبب حكام دنيا باطل گرداند همچنان باشد كه مردى يك خانه عود داشت 6 * " . در اشعار شعراى نامى ايران نظير فردوسى ، سعدى ، رودكى ، خاقانى . . . از انواع عود كه هريك به اسم بلد آن موسوم است چند نوع آن آمده است چنانچه فردوسى در داستان پرواز كاوس شاه گويد : ز عود قمارى يكى تخت كرد * سر در ز هارا به زر سخت كرد قطران تبريزى : اى روى تو تابنده به‌سان قمر و شمس * اى خوى تو پوينده‌تر از عود قمارى سعدى : سرايى كنم پاىبستش رخام * درختان سقفش همه عود خام فرخى سيستانى : گهى صورتى گردد از عود هندى * گهى پيكرى گردد از مشك اذخر خسروى : از سمندور تا بخيزد عود * تا همى ساج خيزد از سندور تهيه عود : درخت عود درختى است بسيار بزرگ كه اصل آن از هندوستان و هند و چين و به‌طور كلى نواحى شرقى هيماليا و آسام است برگ‌ها متناوب ، ساده و گل‌هاى آن مركب و در انتهاى ساقه قرار دارند رنگ چوب قهوه‌اى روشن و كمى معطر و در منبت‌كارى از چوب آن استفاده مىشود . طبق نوشته مخزن الادويه براى تهيه عود با عطر بيشتر درختان كهن را قطع نموده و تنه را چند سال به حال خود رها مىكنند ماده رزينى روغنى در چوب به وجود مىآيد كه مقدار ان در قلب يا مغز تنه بيشتر است در اين صورت وزن مخصوص آن بيشتر و سنگين‌تر از چوب شده و در آب شناور و يا به ته آب مىرود آنچه به ته آب مىرود آن بهترين و به عود غرقى موسوم و آنچه كه خام و به صورت شناور باشد آن را نيم غرقى يا سمله اعلى و آنچه روى آب مىايستد سمله مىنامند براى سرعت بخشيدن به تهيه عود خالص و مرغوب تنه درخت را در زمين نمناك دفن مىكنند تا زودتر پوسيده و عود خالص شود . فرخى سيستانى در اين‌باره گويد : نه عود گردد هر چوب كان به رنج و جهد * به گل فروكنى اندر كنار دريا باز