ابو القاسم سلطانى

160

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

ديوسكوريد آن را Anagalide ناميده كه به وسيله مترجمين به اناغاليس معرب شده است . ديوسكوريد و كليه پزشكان سنتى ذيل اين نام دو گياه را شرح مىدهند يكى گياهى كه گل آن قرمزرنگ است آن را اناغاليس نر ناميده‌اند و همين گياه است كه اكنون به شرح آن مبادرت مىشود و ديگر گياهى است كه گل‌هاى آن برنگ لاجوردى است و نام علمى آن Anagallis caerulea Schreb مىباشد و آن را اناغاليس ماده ناميده و خواص آن را مشابه آناغاليس نر دانسته‌اند . ديوسكوريد گويد : اناغاليس را قيخوريون نيز مىنامند و آن دو نوع است يكى گل‌هاى آن لاجوردى است كه آن را اناغاليس ماده مىنامند و ديگرى كه گل‌هاى آن قرمز تند است و آن را اناغاليس نر گويند اين گياهان بر روى زمين گسترده مىشوند برگ‌ها كوچك متمايل به گردى شبيه به برگ قسينى 1 * كه بر روى ساقه‌هاى چهارگوش قرار گرفته‌اند . هر دو نوع در زخمها به كار مىروند و از التهاب آنها جلوگيرى مىكنند و خار و آنچه شبيه به آن است از بدن بيرون مىكشند و مانع پيشرفت زخمهاى ديردرمان‌پذير مىشوند . غرغره كردن با آبى كه از كوبيده گياه به دست مىآيد سر را از بلغم پاك مىكند به بينى كشيدن آن از جهت مخالف درد دندان را آرام مىكند 2 * و [ مخلوط آن با عسل در ارغامونى 3 * و ضعف چشم سودمند است ] 4 * و نوشيدن آن با شراب در گزيدگى افعى ، ناراحتىهاى كليه و كبد سودمند است برخى گمان مىكنند نوعى كه گل آن لاجوردى است پائين‌افتادگى مقعد 5 * Anus prolapsus را بر طرف و نوع قرمز برعكس موجب آن مىگردد ( ترجمه از دياسقوريدوس م - 2 ش 177 ص 230 ) . ديوسكوريد گويد . . . جالينوس گويد ، اناغاليس كه به نبطى اناكيرى Anakira ناميده مىشود كمى گرم و خشك است . . . ( الحاوى ج 20 ص 116 ) . 6 * اناغلس . . . هر دو نوع در جراحات سودمند و از آماس آنها جلوگيرى مىكند . . . خوردن آن با شراب درد گرده را بر طرف مىكند . . . ( تت قانون عب 263 ) . عشبهء العلق و آذان الفار نيز ناميده مىشود . . . ( شرح اسماء م - 16 ) . در كتاب اختيارات بديعى اناغاليس ، آذان الفار و مرزنجوش به صورت مترادف آمده است و خواص درمانى ذكرشده مربوط به مرزنجوش مىباشد 7 * . اناغالس يونانى است و آن غير از آذان الفار و حشيشة الزجاج 8 * مىباشد . . . آن ضد انسداد ، آرام‌كننده قولنج ، پاك‌كننده رحم و ضماد رقيق آن برطرف‌كننده خون‌مردگى زير جلد ، جرب چشم 9 * نابينائى موقت 10 * غشاء غير طبيعى بر روى قرنيه 11 * و شبكورى 12 * سودمند است مقدار خوراك آن نيم مثقال و جانشين آن عرطنيثاست . . . ( تت تذكره 59 ) . عجب گياه اناغاليس است ( تحفه 181 ) به يونانى اسم گياهى است برگش شبيه به برگ مرزنجوش و مايل به استداره و شاخهاى آن منبسط بر روى زمين و مربع و ثمر آن مثل غلافى و دانه‌هاى او به مقدار دانه‌هاى خشخاش و بسيار تند و تلخ گل قسم ماده لاجوردى و قسم نر به غايت سرخ . . . ( تحفه 34 ) . ضماد آن جهت . . . منع زياد شدن قروح خبيثه 13 * و باد سرخ و اصلاح جراحات مفيد . . . شرب آن مورث سحج 14 * و مصلح آن صمغ عربى است . . . ( مخزن 109 ) .