ابو القاسم سلطانى

156

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

طرز به دست آوردن عسل بلادر چنين است كه سر ميوه را بريده و به وسيله ابزارى شبيه به انبر كه آن را داغ كرده‌اند ميوه را فشار مىدهند تا روغن خارج شده در شيشه يا ظرف چينى كه در زير آن قرار دارد وارد شود و يا پس از برداشتن سر ميوه آن را در تابه آهنى گذاشته دسته هاونى را داغ كرده به وسيله آن ميوه را فشار مىدهند تا عسل بلادر خارج شود . به هر ترتيب هنگام اخذ روغن بايد كاملا دهان و بينى بسته باشد و بهتر است افراد آلرژيك از گرفتن عسل بلادر خوددارى نمايند چه باعث ايجاد تورم در قسمتهاى مختلف بدن آنها مىشود ( تلخيص از مخزن الادويه 149 ) . در هند از تنتور آن به‌طور موضعى براى درمان ميخچه ، زگيل ، تورمهاى سفت ، بيماريهاى Ringworm نظير كچلى فاووس استفاده مىشود . ( Dr . Clark ) بر خلاف آنچه در برخى از كتب جديد آمده است كه " طب سنتى منتشره در مشرق‌زمين در مورد خوردن خواص عسل آن هم شرحى داده‌اند . . . ولى در مدارك منتشره در مغرب‌زمين اصولا خوردن عسل آن را مجاز نمىدانند " همانطوريكه در فوق آمد در كتاب مخزن الادويه صراحت دارد كه " مغز اين شيرين‌تر و ماكول و عسل اين قسم غير مستعمل است " در طب سنتى از عسل نوع صغير استفاده مىشده است نه از عسل بلادر كبير . همچنين برخى اين ميوه‌ها را قرص كمر دانسته‌اند درحالىكه قرص كمر دانه‌هاى درختچه Entada scandens Benth از تيره گندميان مىباشد . امروزه در كشورهاى عربى دانه بلادر كبير را حب بلاذر ، انقرديا ، كاشو ، بلاذر امريكى و در برخى واژه‌نامه‌هاى پارسى درخت آن را بلادر مغربى ، بلادر امريكائى و درخت اكاژو ناميده‌اند . Code - 437 عاقرقرحا Anacyclus pyrethrum DC گياهى است علفى ، كوچك ، پايا به بلندى تا 25 سانتيمتر كه منشاء اوليه آن ارتفاعات الجزاير و تونس مىباشد . امروزه در بيشتر مناطق افريقا و بعضى نواحى آسيا و اروپا به‌طور خودرو مىرويد گياه از زمانهاى بسيار قديم مورد مصرف درمانى داشته و ريشه‌هاى گياه از تونس به اروپا صادر مىشده است . به زبان سنسكريت آن را Akarakarahha به ارمنى Akrkarha به سريانى عاقرقرحا Aqerqarha مىناميده‌اند كه همه از يك ريشه مشتق شده‌اند همچنين به سريانى Corkorhan و به يونانى پيرثرون Pyrethron ناميده شده است . ديوسكوريد اين گياه را فورثرن ناميده كه مترجمين آن را عاقرقرحا تفسير كرده‌اند و به‌طورىكه خواهد آمد ابن بيطار معتقد است كه فورثرن عاقرقرحا نبوده بلكه گياهى است نزديك به آنكه همان خواص را دارد . به هر جهت ديوسكوريد ذيل فورثرن مىنويسد : فورثرن گياهى است كه ساقه و برگ آن شبيه به دوقس 1 * غير بستانى است و گياهى كه به آن ماراثن [ رازيانه ] مىگويند و داراى گل‌آذين خوشه‌اى مانند گل‌آذين شبت مىباشد و آن شبيه به مو است و ريشه آن به ضخامت انگشت و زبان را مىگزد و هنگامى كه كوبيده شود بيشتر مىگزد . بلغم را به طرف خود