ابو القاسم سلطانى

154

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

مزج 1 * كه به پارسى بادامك مىنامند رنگ شاخه‌هاى آن مانند سبزى سبزرنگ است . . . ( تت صيدنه عز ش 954 ) . لوز برى و بستانى و هركدام شيرين و تلخ دارد . . . ميوه برى مانند خيار كج است تازه آن را مصرف مىكنند و عقابيه ناميده مىشود . . . و لوز البربر نوعى از برى است . . . ( تذكره 284 ) . لوزبرى و لوز جبلى بادام كوهى است درخت او كوچك برگش ريزه گلش مايل به سرخى و با عطريت و ثمرش كوچك و با تلخى و قبض بسيار دارد و او غير از جلوز 2 * است در سيم خشك و گرم و جهت رطوبت معده و تقويت آن و رفع قى و اسهال و امراض بارده نافع و قدر شربتش از گل او تا دو مثقال و از بادام تا سه مثقال ( تحفه 234 ) . بخرك بر وزن اردك ، بادام كوهى باشد و چوب او را جهت ميمنت عصا كنند ( برهان قاطع ) . بخرك به شيرازى بادام كوهى را گويند ( قرابادين كبير ) . بادامك به فارسى بادام فارسى و نيز نام نوعى از خلاف است ( قرابادين كبير ) . لوز . . . لوز جبلى درخت آن از لوز بستانى كوچكتر . . . قدر شربت آن تا سه درم و از گل آن تا دو درم . ( تلخيص از مخزن 514 ) . بادام كوهى Amygdalus scoparia spach ( شليمر ) . امروزه اين درختچه را بادامك ، بادام كوهى ، بادام وحشى و در مناطق مختلف بارشين ، بادامچه ، جرگه ، بايم ، بايم حرومه ، الوك و بادامشك مىنامند . ميوه‌هاى اين درخت با نام بخورك به عنوان مقوى و تنقلات پس از بر طرف نمودن طعم آن و نيز روغن آن مصرف و از اقلام صادراتى مىباشد . ( 1 * ) - مزج درخت بادام تلخ است ( تحفه ) ( 2 * ) - جلوز ، لوز البربر كه آن را نيز لوزبرى ، لوز جبلى و بادام كوهى مىنامند Argania orientalis Virey Code - 427 اشنان Anabasis aphylla Linn درختچه‌اى است نسبتا سخت و چوبى ، راست ، منشعب گوشتى ، بندبند ، بىكرك و بىبرگ ، به رنگ سبز متمايل به كبودى كه به حالت خودرو در بيابانهاى شاهرود ، دامغان تا شمال خراسان ، تبريز ، كرمان ، كوه هزار ، اطراف اصفهان مىرويد . گياه حاوى آلكالوئيدهاى آنابازين Anabasine يا نئونيكوتين Neonicotine ، آفىلين Aphilline ، آفىليدين Aphilidine و لوپىنين مىباشد . آنابازين آلكالوئيدى است ايزومرنيكوتين كه سولفات آن خاصيت حشره‌كشى دارد . در شوروى از محلول غليظ حاوى 40 درصد آلكالوئيد به صورت سولفات براى از بين بردن انگل‌هاى گياهى استفاده مىشود . در شيروان ايران براى تيزابى كردن كشمش به كار مىرود . در كشورهاى عربى از خيسانده گرد و خاكستر آن به عنوان محرك ، خارج‌كننده خلط و ضد انگل استفاده مىشود به هر جهت بدون مشورت پزشك نبايد از آن استفاده شود . در برخى از روستاها براى تهيه صابون به علت داشتن قليائيات مورد مصرف دارد . به عربى آن را اشنان ، اشنان ، و در ايران در دامغان آن را شپشو در شيروان الددوك و در كرمان الدورك مىنامند نام آسمانى بىبرگ نيز به آن داده شده است .