ابو القاسم سلطانى

148

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

Code - 406 لوز Amygdalus communis L لوز كه به پارسى آن را بادام مىنامند منشاء اصلى درخت آن نواحى مركزى و غرب آسيا بخصوص افغانستان و تركستان مىباشد در دوران باستان در ايران ، سوريه و فلسطين كشت مىشده است در تورات از آن نام برده شده است 1 * به زبان پهلوى آن را واتام Vatam مىناميده‌اند 2 * . در فصل 27 بند هش يادين آگاهى پاره 23 آمده است ميوه‌هاى ماتگور ( عمده ) سىگونه است ده سرتك ( نوع ) ديگر است كه اندرون شايد خوردن و بيرون نشايد خوردن چون بادام . . . 3 * . در قرن ششم يا پنجم پيش از ميلاد به يونان راه يافته و بقراط از آن نام برده است . بلينى يا بليناس ( 23 - 79 ق - م ) آن را Amygdala و سلزوس نوع تلخ آن را Nuxamer و روميها آن را Nuces gracea ناميده‌اند درخت بادام در سال 716 ميلادى به فرانسه و 812 ميلادى به آلمان انتقال يافته است و امروزه در كاليفرنيا و مناطق مديترانه‌اى بخصوص ايتاليا به مقدار زياد كشت مىشود . در ترجمه عربى كتاب دياسقوريدوس ذيل امغذالى غلوقيا كه اصطفن و حنين آن را شجرهء اللوز الحلو ترجمه كرده‌اند به اختصار آمده است : اثر درمانى بادام شيرين از بادام تلخ كمتر و فقط زيادكننده پيشاب است و خوردن چغاله آن رطوبت معده را برمياندازد ( ترجمه از دياسقوريدوس م - 1 - ش 138 ص 117 ) . رازى در كتاب اغذيه گويد بادام شيرين به هيچ وجه قابض نيست بلكه بواسطه شيرينى كه دارد تلطيف نموده و بنابراين اعضاء داخلى بدن را تميز مىكند و جلا مىدهد و كمك به از بين بردن رطوبات مىنمايد و در كتاب منصورى گويد گلو را گرم مىنمايد . هضم آن مشكل است و در معده مدت زيادى مىماند با وجود اين ايجاد انسداد نمىكند بلكه گشاينده گيرها است و مسكن حرقهء البول 4 * و با شكر زيادكننده منى 5 * مىباشد و در كتاب مضار اغذيه گويد كه آن در گرمى معتدل است براى سينه ، ريه ، مثانه ، معده و روده سودمند است و اگر با فانيذ 6 * و شكر طبرزد 7 * مصرف نمايند هضم آن سريع مىشود و بهتر است بعد از خوردن آن آب يا عسل آميخته با آب بنوشند . . . ( جامع المفردات جلد 4 - ص 111 ) . لوز . . . شيرين سعال را كه از خشكى بود نيك باشد و چون ، انكبين و شكر به نقل كنند 8 * مستى را منع كند . . پست بادام شيرين طبيعت نرم گرداند و معده سگى 9 * گرداند . . . صفرا برانگيزد و گرمىدار را بد بود ( الابنيه 298 ) . روغن بادام شيرين فتاح 10 * است معده و كلى و جگر و سينه و شش را نيك بود . . . ( الابنيه 138 ) . اخوينى در درمان بيماران مبتلا به سياتيك ، يرقان ، آماس گرده تركيباتى را به كار برده است كه در آنها بادام يا روغن آن وارد شده است ( هدايه المتعلمين ص 138 ، 574 ، 466 ، 1483 ) . لوز ، ابو عمرو گويد بادام را قمروس گويند و به رومى 11 * اميغدالى و بادام تلخ را به رومى ارموگى و به سريانى لوز امريرا 12 * و نيز شعدى مريرا [ گويند ] ، اهوازى گويد صحيح آن به رومى آميغدالا مىباشد . اگر شاخه درخت بادام شيرين را بريده و محل بريدگى را با روغن آغشته نمايند مزه ميوه آن تلخ مىشود . . . ( تت صيدنه عپ ص 333 ) .