ابو القاسم سلطانى
137
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
( 15 * ) - عرق مدنى ، پيوك ، رشته به فرانسوى Ver de medine و به انگليسى Filaria medinensis Code - 359 اشكنى Amaranthus retroflexus L اين تاج خروس به عربى دلاه و دلاق و به پارسى اشكنى ، بستانگولى ، و به آذرى چاوشتره و تولكى اوتى ناميده مىشود . به كد شماره 355 مراجعه شود . Code - 361 بستان ابروز Amaranthus Tricolor L بستان ابروز واژهاى است پارسى كه در زبان عربى به صورت بستانافروز وارد شده است ، يونانيها اين گياه را نمىشناختهاند و چنانچه خواهد آمد دانشمندان قرون اوليه هجرى با استناد به گفته حنين پنداشته اند كه منظور ديوسكوريد از بريطانيقا [ معرب آن برطانيقى ] بستان ابروز است چنانچه رازى مىنويسد : در ثبت اسماء حنين آمده است كه بستان ابروز برطانيقى 1 * است ، جالينوس گويد كه آن قابض است . دملها را مىگشايد برگ آن شبيه به برگ حماض برى 2 * ولى سياهتر از آن است داروئى سودمند براى زخمهاى دهان و زخمهاى گندناك مىباشد ( تت الحاوى ج 20 ص 138 ) . اين مرفولوژى و خواص كه براى آن ذكر شده همان شرحى است كه ديوسكوريد ذيل عنوان بريطانيقا ( دياسقوريدوس م - 4 ش 2 ص 310 ) نوشته است 3 * . هروى ذيل ماده بهار از بستانافروز فقط نام برده و خواص آن را مانند بهار دانسته است ( الابنيه 68 ) . اولين فردى كه بستانافروز و برطانيقى را دو گياه متفاوت دانسته مجوسى اهوازى است كه اثرات درمانى آن را غير از برطانيقى دانسته است چه ابن بيطار به نقل از وى مىنويسد : مجوسى گويد شكوفه بستانافروز سرد و خشك است و نوشيدن جوشانده آن با جلاب و سكنجبين 4 * آرامكننده معده و كبد است . . . ( تت جامع مفردات ج 1 - 94 ) . ابو ريحان بيرونى ذيل برطانيقى به نقل قول از رازى و حنين مىنويسد . . . برطانيقى بستانافروز است . . . و قوت بستانافروز بعد از اين گفته شود ( صيدنه ترجمه ش 123 ) و ذيل بستانافروز مىنويسد : اهل بغداد او را بستانافروز گويند و در ميافارقين 5 * او را زينه الرياحين گويند و در بعضى مواضع داح 6 * نيز گويند . . . و او نوعى از بقله يمانى 7 * است ( صيدنه ترجمه ش 129 ) . ابن سينا بدون اظهارنظر صريح در برطانيقى مىنويسد : برخى گويند كه آن بستانافروز است سپس مرفولوژى و اثرات درمانى برطانيقى را ذكر مىنمايد . . . ( قانون عب 274 ) . سليم بن حسان گويد گياهى است كه درازاى آن بيش از يك ذرع و شاخههاى آن دراز و قرمزرنگ و برگهاى آن شبيه به برگ قثاء مىباشد . گياهى است خوشمنظر و بدون رايحه و اولين كسى كه در اندلس آن را شناخته است يونس حرانى بوده است . نوشيدن افشره آن پادزهر داروى كشندهاى به نام اقونيطون يا خانق النمر 8 * ست . . . ( تت جامع مفردات ج 1 - 94 ) . همچنين ابن بيطار ذيل دج الامير 9 * مىنويسد : نامى است كه در ديار بكر به گياهى گفته مىشود كه به پارسى آن را بستان ابروز مىنامند و ما آن را در