مصطفى النوراني الاردبيلي

88

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

قُمل : به ضم اول و تخفيف ثانى و سكون لام شپش را گويند و به فتح و تشديد ثانى در عربى كنه را گويند و آن جانورى است كه در گوسفند و شتر و خر و گاو مىافتد و خون مىمكد و به معنى اول هم گويند عربى است . « 5 » قمقام و قمل : بدان كه قمقام به فتح قاف و ضم آن نيز و سكون ميم و فتح قاف و الف و سكون ميم و قمل به فتح قاف و سكون ميم و لام هر دو اسم حيوان كوچكى است كه در بدن انسان و ديگر حيوانات به هم مىرسد و فرق ميان هر دو آن است كه قمقام را پايهاى بسيار است و به بيخ موى مىچسبد و واحد آن را قمام مىنامند و به هندى جم‌جوان گويند و قمل دست و پا دارد و به دهن كم مىگزد و سر و دم آن باريك و سفيد رنگ و آنچه در مو به هم مىرسد . اغبر و سياه رنگ و گويند رنگ آن به رنگ موى مىباشد كه در آن متولّد مىشود از سياه و ميگون و سفيد و غيرها و ماده آن زياده از نر آن است و قمل را به فارسى شپش و به تركى بيت و به هندى جون نامند و مراد از مطلق آن قمل انسان است و ماده پيدايش آن عرق حادث از كثرت فضلات رديه و كثافات مجتمعه در بدن انسان و قلت يا عدم شستن است . انداختن شپش زنده موجب نسيان است بلكه بايد كه بكشند و بيندازند ، طلا كردن آن بر بدن مولود در هنگام ولادت به آب زيره باعث عدم تولّد شپش در بدن او مدت العمر است . تدبير دفع كثرت تولد قمل در بدن آنست كه جامه را به سيماب آلوده بپوشند و يا سيماب بر بدن بمالند و سيماب با حنا كه در ساعت آن را دفع كند و شستن سر به آبى كه تخم شريفه ساييده در آن آميخته باشند به زودى رفع آن مىنمايد . « 1 »

--> ( 5 ) - برهان قاطع ، ج 2 ، ص 233 . ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 313 ؛ تحفه حكيم ، ص 210 .