مصطفى النوراني الاردبيلي
82
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
داراى سه برگچه و برگچهها بيضى كمى دراز . اين شبدر در كوه چهار خاتون در غرب ، در تبريز و در خوى و در كرمان انتشار دارد . واريته گل درشت آن نيز در غرب و شمال ايران و در منطقه تهران مىرويد . « 3 » شبدر سفيد مشخصات : گياهى است خزنده و گسترده روى زمين و چند ساله ، طول آن 30 - 10 سانتىمتر است كه در محل گرههاى ساقه خزنده آن در تماس با خاك ريشه مىدهد ، برگ آن مركّب داراى سه برگچه ، برگچهها تخممرغى و دندانهدار ارّهاى و داراى دمبرگ مىباشد . اين شبدر در دامنههاى البرز منطقه تهران ، در غرب در دامنههاى الوند ، در خوى ، اراك ، آستارا ، آذربايجان غربى ، آذربايجان شرقى در تبريز ، در اصفهان ، در كرمان كوه لالهزار ، در خراسان ، در قزوين ، بلوچستان و بندرگز مىرويد . در بلوچستان با نام محلى « شَفْتَل » شناخته مىشود . « 1 » شبدر زرد مشخصات : شبدر زرد در كُتب طبّ سنّتى با نام « حشيشة الجرح » است . شبدر زرد گياهى است علفى دو ساله . ميوه آن تخممرغى شكل است ، در يك طرف زرد و در طرف ديگر سبز رنگ است و در داخل آن يك تخممرغ قرار دارد . اين گياه در مناطق اروپا و آسيا در هند ايران و سوريه مىرويد . گلهاى آن زرد و در يك طبق فشرده در انتهاى ساقه گل دهنده ظاهر مىشود . « 2 » شِبّ روايت از جابر بن حيان : شبّ نوعى از زاج است كه بيشتر در يمن به دست مىآيد ، شب يمانى ، زاج سفيد . « 3 » شبّ به فتح اول و كسر آن نيز و تشديد باى موحده زاج ابيض است و آن را به زابلى زمج و به فارسى زاك بلورى و سفيد و زمه و در انگليسى و لاتين الُم و در كشميرى پهكر و پهكار و به هندى پهكرىدمك نامند و آن رطوبتى مائى است با اجزاى ارضيه عفته كه سردى اجماد و انعقاد آن نموده و آن از جمله جواهر معدنيهايست كه صورت آنها كامل نشده و آن چهار اشياست بشوب و املاح و نوشادرات و زاجات ، اما شب منقسم
--> ( 3 ) - همان ، ج 4 ، ص 26 . ( 1 ) - معارف گياهى ، ج 4 ، ص 26 ( 2 ) - همان ، ج 4 ، ص 121 . ( 3 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، 2 ، ص 2013 .