مصطفى النوراني الاردبيلي
434
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
زرشك است . حضض عربى غير اينها است . خود فيلزهره تقريبا قوت شيرهاش را دارد و كمى از آن ناتوانتر است . تنها يا با روغن زيتون بر سر مالند موى سر را تقويت كند . شاخههايش را با سركه بپزند و بخورند داروى سپرز است و يرقان را نيز علاج مىكند . آبپز شاخ و برگش حيض را ريزش دهد . آبپز شاخ ، برگ و خوردن ثمرش به وزن يك مطروس خلط بلغمى را به كلى بيرون آرد . « 2 » فيلزهرج معرب پيل زهره فارسى است . معنى آن سم فيل جهت آنكه كشُنده فيل است و به يونانى قوجاقانيون گويند و آن نباتى است كه حضض هندى عصاره آن است و مىگويند كه نوعى از لوف كبير است كه آن معتدل در حرارت و برودت است و آن نافع قروح دهان و اورام آن و جهت قروح عفنه رديه در گوش كه از آن خون سيلان كند و آشاميدن آن جهت صلابت سپرز و يرقان و آشاميدن عصاره يا ثمر آن مقدار شش درم تا دوازده درم اسهال خلط بلغمى بسيار آورد . « 3 » فيلزهرج به معنى سم فيل است و آن قسمى از لوف كبير است كه حضض هندى عصاره آن است و قاتل فيل است . « 4 »
--> ( 2 ) - قانون در طب ، ج 2 ، ص 277 . ( 3 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 2808 . ( 4 ) - تحفه حكيم ، ص 200 .