مصطفى النوراني الاردبيلي
353
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
عقرب - كژدم روايت از جابر بن حيان : كژدم جانورى است از شاخه بند پايان از رده عنكبوتيان و از دسته شكم بند داران كه داراى شكمى بند بند هستند . بدن اين جانور داراى سه قطعه مشخص است : الف - سر سينه كه پهن است و در سطح پشتى آن 3 تا 6 زوج چشمهاى عدسى وجود دارد . ب - شكم كه پهنايش به همان پهناى سر سينه است و از 7 قطعه درست شده است . ج - دم يا دنباله شكمى كه شكل ظاهرش مانند دم است . سم عقرب در ممالك معتدل حيوانات كوچك ( از قبيل حشرات و عنكبوتها كه غذاى عقربند ) را به سهولت مىكشد ، و براى انسان چندان خطرناك نيست . ولى عقربهاى نواحى استوايى كه ممكن است بين 15 تا 20 سانتىمتر نيز طول پيدا كنند ، نيششان خطرناك و كشنده است . عقرب اسم عربى است و به عربى قصعل و به عبرانى فروسان و به يونانى شونيوش و جوسادى و به تركى حيمه و به فرنگى اسكورپن و به فارسى كژدم و به هندى بچهو مىنامند . عقرب داراى اقسام و الوان گوناگونى است ، مانند : سياه و سبز و سرخ و زرد مايل به سفيدى ، آنچه وقت حركت دنباله خود را بلند دارد شيّاله و آنچه بر زمين كشد جراره نامند و اين از شياله كوچكتر و در سميّت قويتر و مهلك و در شهر اهواز زياد وجود دارد . « 1 » و سميّت عقرب ماده قوىتر از نر آن است . گزانيدن عقرب بر غير موضع عصب در رفع فالج مجرب دانستهاند و بهترين آن نر آن است و نشانش نحافت جثه و سطبرى نيش آن است و ماده آن فربه و بزرگ و نيش آن باريك مىباشد . سرد و خشك است و مىگويند طلاى روغن آن جهت فالج و لقوه استرخاء و اوجاع
--> ( 1 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 3 ، ص 2966 ؛ الابنيه ص 235 ؛ ابن البيطار ، ج 3 ، ص 128 ؛ فرهنگ داروها ، ص 268 ؛ صيدنه ، ج 2 ، ص 930 ؛ فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 2325 .