مصطفى النوراني الاردبيلي

346

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

گرفته‌اند . استفاده از عشقه مىتواند مفيد و ضمنا خطرناك باشد ، زيرا كه تأثير مقدار زياد آن بسيار مخرب و خطرناك است . علائم مسموميّت به وسيله برگها و ميوه اين گياه با حالت استفراغ ، اسهال ، سوزش معده و روده شروع و به اختلالات شديد عصبى بخصوص مننژيت منتهى مىشود . اما اگر فراورده‌هاى دارويى عشقه به‌صورت استعمال خارجى مصرف شود ، نقش يكى از بهترين مواد دارويى را ايفا خواهد كرد . اين گياه تب را پايين آورده ، بدن را به عرق كردن وادار مىكند و بىنظمىهاى قاعدگى زنان را رفع مىكند . فرآورده‌هاى دارويى آن نسوج آسيب ديده را ترميم مىكند ( در زخم‌ها ، دمل‌ها و ورم‌ها ) ، در زخمهاى سوختگى تأثير زيادى دارد . نيز مسكن درد و ضد رماتيسم مىباشد . اعضاى مختل گياه اثر مدرّى ، مسهلى و ضد تشنج دارد و مصرف آنها براى رفع سياه‌سرفه و سرفه‌هاى تشنجى توصيه شده است . براى ميوه آن اثر قاعده‌آور قائل شده‌اند و آن را در رفع بواسيرهاى خونى و آب آوردن انساج مؤثر ذكر نموده‌اند . بعلاوه چنين شهرت دارد كه مصرف شيره برگ تازه اين گياه ، بينايى را نيرو مىبخشد . صور دارويى : جوشانده يك مشت از برگهاى تازه عشقه در يك ليتر آب جهت رفع انواع دردها به شكل لوسيون ، كمپرس و غيره به كار مىرود . « 1 » عشقه در جنگلهاى مازندران ، نواحى البرز و بندرگز به‌طور خودرو مىرويد و دو نوع مىباشد . ميوه عشقه سياه كننده مو و ضماد برگ آن باز كننده دمل و التيام دهنده زخمها است . براى رفع كچلى ، برگ عشقه را در سركه خيسانده و ده شب متوالى هنگام خواب روى سر و محل زخم گذارده ، منفعت بخشد . « 2 »

--> ( 1 ) - صد گياه و هزار درمان ، ص 228 . ( 2 ) - زبان خوراكيها ، ج 3 ، ص 151 .