مصطفى النوراني الاردبيلي
157
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
برگ آن مثل برگ نى و انانيب آن متقارب العقه و همه مملو به رطوبت شيرين و عصير آن به عربى عسل القصب نامند و طبخ داده و از آن شكر به اقسام مىسازند و آن سه نوع ديده شده : يكى سرخ باريك صلب و دوم سياه سطبر و سوم سفيد و اين اقسام مىباشد از نرم ، نازك ، شاداب ، شيرين و صلب كم آب كم شيرين و بهترين نيشكر آن است كه بسيار شيرين و آبدار باشد و نيز رازى گفته كه : آن گرم به اعتدال است و مدر بول و نافع سرفه است . « 3 » گياهى داراى ساقههاى بنددار به طول دو تا پنج متر كه ماده قندى ساقه گياه نيشكر را از ناحيه مجاور زمين قطع مىكنند و به شكل قطعات كوچك درمىآورند و آن را فشار داده شيره آن را مىگيرند و مىپزند و تصفيه مىكنند تا شكر يا قند نيشكر از آن بهوجود بيايد . استاد پورداود در كتاب « هرمز نامه » شرح مفصلى در باره تاريخچه نيشكر نوشته كه اصل و لفظ نيشكر را هندى مىداند ولى در نوشتههاى جالينوس كه از دانشمندان يونان قرن دوم ميلاد مسيح بود دارويى از نيشكر به چشم مىخورد . آن را به فارسى نيشكر ، عربى : قصب السكر گويند . براى استخراج قند ، ساقه گياه را از ناحيه مجاور سطح زمين قطع مىنمايند و پس از جدا كردن برگ و قسمتهاى انتهايى ساقه كه واجد مقدار كمى ساكارز همراه با گلوكز است ، بقيه را به قطعات كوچك تقسيم مىكنند و بلافاصله آنها را در دستگاههاى فشار كه از 3 استوانه چوبى شياردار تشكيل مىيابد ، قرار داده ، شيره را خارج مىسازند . امروزه از دستگاه جديد كه شامل استوانههاى فلزى است استفاده مىكنند . عمل اين استوانهها طورى تنظيم گرديده كه هر يك خلاف جهت ديگرى حركت مىنمايد . شيره خارج شده كه Vezou ناميده مىشود ، داراى لااقل 20 درصد ساكارز است و بايد صاف گردد . براى اين كار مواد آلبومينوئيدى آن را با حرارت از بين مىبرند و در عين
--> ( 3 ) - محيط اعظم ، ج 4 ، ص 180 ؛ قرابادين كبير ، ص 335 ؛ فرهنگ داروها ، ص 302 ؛ تحفه حكيم ، ص 207 ؛ ابن البيطار ، ج 4 ، ص 23 .