مصطفى النوراني الاردبيلي
138
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
گل ، برگ و ميوه اين گياه در طب قديم استفاده مىشده است . گل و برگ آن مسهل خفيف ، مدر ، آرام بخش و كم و بيش ضد تب مىباشد . ميوه آن لذيذ و مغذى است و اثر نرم كننده مزاج دارد . جوشانده خشك كرده آن را در بيماريهاى جهاز ادرارى ، سنگ كليه و مثانه و تشنج و ورم مثانه تجويز مىكردهاند . بهعلاوه دمكرده گل و برگ اين درخت را در رفع سياه سرفه مفيد دانستهاند . مغز ميوه ، بهصورت ضماد اثر تسكين دهنده و روغن آن در درمان سودا و تسكين درد بواسير استعمال مىشده است . « 3 » آن را به فارسى هلو و شفتالو و در شمال ايران در گيلان اشتالودار و در كتب طب سنتى با نام خوخ نام برده مىشود . درختى است به بلندى 5 - 4 متر با شاخههاى متعدد و زاويهدار ، پوست ساقه سبز برّاق و در بعضى قسمتهايى كه به طرف آفتاب قرار دارد مايل به قرمز مىباشد . برگهاى نيزهاى يا بيضى كشيده و كناره برگها ارهاى است . دمبرگ آن بدون غده و گاهى غدهدار به طول 2 سانتىمتر مىباشد . گلها زودرس و قبل از باز شدن برگها ظاهر مىشوند و منفر بدون پايه يا با پايه خيلى كوتاه هستند . تركيبات شيميايى : از نظر تركيبات شيميايى شكوفههاى نيمه باز هلو داراى تريفولين است . مغز هسته آن داراى دياستاز امولسين ، گلوكوزيد اميگدالين و همچنين پروسيك اسيد ، كولين و استيل كولين است . ميوه هلو شيرين و در برخى ارقام ترش و شيرين است . خواص - كاربرد : خواص و كاربرد دارويى هلو در مناطق خاور دور ؛ از مغز هسته هلو و گل و برگ و حتى پوست ريشه درخت هلو در طب سنتى استفاده مىشود . مغز و هسته آن مسهل است ، خون را تصفيه مىكند ، ضد اسپاسم است و سرفه را تسكين مىدهد و براى روماتيسم مفيد است ، خونريزى را بند مىآورد . « 1 »
--> ( 3 ) - لغت نامه دارويى قانونچه ، ص 188 . ( 1 ) - همان ، ج 2 ، ص 238 .