مصطفى النوراني الاردبيلي

535

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

سطرسيون نباتى است كه به آن پشم گويند سطراك اسم زرنباد است سطركا اسم ميعه يابسه است سطفين اسم گز است سطوريون اسم قنطوريون است سطوى دواى مجهول الماهيت است سطوسا اسم شبرم است سطيعون اسم زوفرا است سطيوس اسم راسو است سطينوس اسم گلنار است سالى و سعالى حشيشة السعال است و مفيد است جهت سرفه سعبير نزد بعضى سكبينج است « 1 » سنجين گويند اسم سكبينج است سغتل عود بلسان است سغن صغن نيز گويند و نوعى كاثر شكارى است شغيس اغريوس اسم قثّاالحمار است سغين اسم سرخس است سفال اسم فزف است سفاديكس مقوى معده و مسكن درد گرده و مثانه سفچه اسم ضغيوس است سفر خرپوزه نارسيده و برگ درخت افتاده سفرجل به مىباشد سفرى اسم جام پهل مىباشد

--> ( 1 ) - همان ، ج 2 ، 36 - 33 .