مصطفى النوراني الاردبيلي

461

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

كك‌ومك را مىزدايد . پشكش در علاج سفيدى چشم و آب به چشم آمدن مفيد است . « 2 » سوسمار : خزنده‌اى از رده سوسماران كه داراى انواع مختلف است . برخى از آنها در خانه‌ها مىزيند و به نام چلپاسه ، مارمولك و غيره خوانده مىشوند و برخى در بيابانها و صحارى زيست مىكنند و به نام بزمچه و بزغاله مار ناميده مىشوند . اين خزندگان از حشرات موذى تغذيه مىكنند و معمولًا شبها براى تغذيه از لانه خود خارج مىشوند و عضو نيش زدن ندارند و بنابراين جانورانى مفيدند . گلپاسه ، كلپاسه ، چلپاسه ، مارمولك ، بزمجه ، سوسمار آبى : كه خزنده‌اى از رده سوسماران آبى ، داراى انواع مختلف است و در كنار رودها و سردابها مىزيند و از ماهيان و پستانداران ديگر تغذيه مىكنند . بزرگى برخى از آنها به 6 متر مىرسد . سوسمار بى دست و پا ، سوسمار كوير . « 1 » حيوانى است كه دم آن سخت و كوچك است و اندازه‌اش به قدر گربه ، پنجه‌هايى قوى دارد به‌طورى كه به ديوار مىچسبد رنگش زرد مايل به سياه . مزاج : گرم و خشك به درجه سوم ، در فقه اسلام خوردن آن حلال نيست . مقوى باه است از پوست آن كفش درست مىكنند ، دود آن نافع بواسير است ، سرمه پنجه‌هايش نافع نزول و غشاء چشم مىباشد ، ضماد آن با سركه لكه‌هاى سياه صورت را دور مىكند ، مضر براى گرم‌مزاجها است . « 2 » بستان المفردات آن را بدمزه نوشته است مصلح نكرده آن نافع براى قوه باه مىباشد ، پخته‌اش با سركه بهتر است ، با سبزيهاى سرد مخلوط كرده خورده شود در اشخاص گرم‌مزاج اضطراب مىآورد . بى حسى پوست سوخته آن را اگر بر اعضاى بدن بمالند ، آن را بى حس مىكند به‌طورى كه اگر اعضا را قطع كنند ، متوجه نمىشود .

--> ( 2 ) - قانون در طب ، ص 353 و قرابادين ، ص 276 ( 1 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 1953 . ( 2 ) - المفردات ، ص 436