مصطفى النوراني الاردبيلي

453

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

حجر الكلب : سنگى را گويند كه سگ آن را در دهان گرفته ، بعد به خارج مىاندازد . حجر لبنى : سنگى خاكى و شفاف است . در آب حل شده ، مثل شير سفيد مىگردد . لبنى آن را حجر الابيض نوشته‌اند . حجر لوقواعرافس : سنگى مخصوص است كه در بعضى مناطق هند بر آن رخت مىشوند . سنگى عادى است ، فقط براى شستن لباس در نزديك آبها گذاشته مىشود . حجر المسن : سنگ فسان ، سنگ كارد : سنگى است كه با آن چاقو را تيز مىكنند . حجر المشقق : سنگى است به رنگ زعفران و ترك خورده است . حجر القمر : از شكم پلنگ ماده ( نمر ) بيرون مىآيد . رنگ آن سفيد و سياه است و به اندازه مغز بادام است . حجر اليهود : عربى : زيتون بنى اسرائيل ، حجر الزيتون سريانى : كيفا يهوديه ، فارسى : سنگ جهودان ، سانسكريت : استورن ، هندى : پتر بير ، انگليسى : jews stone ، calcareous stone , helmin tholi thus , judoicus سنگى است به شكل بلوط . « 1 » سنگ بصرى ، توتياى كرمانى ، توتياى سفالك : نوعى دود منجد است در شهر كرمان خاك و سنگ معدن رصاص اسود را وقت گرم كردن آن رصاص اسود و يزغ معدنى حاصل مىكنند ، دود آن مواد در بخارى منجمد شده و مانند سنگ مىشود . سنگ مرمر : حجر الرخام ، السطريط ، يونانى آن را ليموليا مىگويند . سنگى معروف است كه سفيد و چرب و نرم مىباشد . سنگ راسخ : از آن مس حاصل مىشود . سنگ سبيج : سنگى سياه ، براق و خفيف است . سنگ سرماهى : سنگى سفيد است كه از يك نوع ماهى از سر آن به دست مىآيد . سنگ پرستوك : حجر الخطاطيف ، از شكم ابابيل بيرون مىآيد . سنگ جراحت : عربى : حجر الزخم ، حجر الاعرابى . فارسى : شكرسنگ ، سنگ زخم . سنسكريت : كنبوچير ، خلكش جير ، شنكه جيرك .

--> ( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 103 .