مصطفى النوراني الاردبيلي
447
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
مىدهد . جاى بالا آمدن بخار را بدان اندايند ، در منع صرع سودمند باشد . « 2 » اكتمكت به لغت هندى سنگمست ، به قدر مازو و مستدير و سياه و سبك و قسمى مايل به طول به قدر بلوط است . آن سرد و خشك است و محلل اورام و حابس نزف الدم و چون در پوستى بسته در بازوى چپ زنان بندند جهت عسر ولادت بغايت آزموده است ، مراد از اكتمكت دو قسم سياه است و دو قسم سفيد . « 3 » در كتب يونانى اكتمكت بيشتر براى گياه استعمال شده كه آن را خايه ابليس گويند ، كه بر آن ميوهاى بلند مثل باقلا مىشود كه در هركدام دو يا سه تخم مىباشد . مغز و پوست و بيخ و برگ آن بهطور دارو استعمال مىشود و جوهر مؤثر آن يك روغن ثقيل و جوهر قلمى تلخ است . رنگ نيلى و خاكى و مغزش سفيد . ذائقه : مغز آن تلخ . مزاج : گرم و خشك به درجه سوم . مقدار خوراك : مغز از 5 / 0 تا 2 گرم مىباشد ، محل حصول شرق و جنوب هند ، برمه و در تمام ممالك گرم در سواحل آنها مىرويد . مغز آن و پوست بيخش باد شكن و قاتل كرم شكم ، دافع تب نوبى و محلل اورام مىباشد . براى تبلرزه پوست بيخ يا مغز آن بهطور مساوى با فلفل سياه در آب ساييده بخورند براى تشنج و قولنج ريمى نصف عدد مغز اكتمكت و 7 عدد مغز ميخك را ساييده مىخورند . دو عدد تخم اكتمكت را با پوستش در آتش سوزانده ، مغزش را درمىآورند و به مريضهاى ضيق النفس مىدهند . يك عدد تخم اكتمكت را با قند سياه مخلوط كرده ، كرمهاى شكم را دفع مىكند و در مرض ورم خصيه و ورم غده مغز اكتمكت را ساييده با روغن كرچك مىمالند . دود ساييده آن در قليان نافع مرض قولنج مىباشد و غير سمى است . « 1 » مخزن المفردات مىنويسد : ميوههاى آن خاردار و داخل آن به قدر فوفل مىماند ،
--> ( 2 ) - قانون در طب ، ج 2 ، ص 79 ( 3 ) - تحفه حكيم مؤمن ، ص 31 . ( 1 ) - المفردات ، ص 366