مصطفى النوراني الاردبيلي
441
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
* سندوس [ مشخصات ] سندس : ابريشم نازك ، ديبا اصلش ممكن است فارسى يا هندى باشد به گفته برخى ، اين كلمه اصلا يونانى سندوكس يا سندوقس يا عكادى است كه به زبان پهلوى در آمده و از پهلوى يا شاهى در زبان عرب استعمال شده است . « 3 » * سنگ خوارك در حديث صحيح از امام محمد تقى عليه السلام نقل شده است كه گوشت اسفرود سنگخوارك مبارك است و پدرم آن را دوست مىداشت و مىفرمود كه براى صاحب يرقان بريان كنيد و بخورانيد . « 1 » سنگ خوارك پرندهاى است perdrix d egypte ، از راسته ماكيان كه در صحارى لاى بوتههاى گون و خارها لانه مىسازد ، پرهايش خاكسترى تيره و قدش كوچكتر از كبك است . محل زندگىاش در آسياى مركزى و غربى و آسياى صغير است و در ايران بسيار فراوان بوده است . با قرقره قطا ، اسفرود ، سنگ شكنك ، سگخواره ، سنگخور ، اسفهرود ، سفرود ، سنگينخوار . « 2 » سنگخواره را به تركى قريقره و به رومى فاسا و به يونانى رمينامور و به هندى لوا نامند و نويسنده اختيارات آن را به فارسى اسفرود ناميده است . مزاج آن گرم در اول و خشك در دوم است . گيلانى گفته كه آن را با كرفس براى تفتيح سدد و تقويت معده بخورند و محرك شهوت و مقوى باه در مرطوبين است . مهراريس گفته كه استخوان آن سوخته ، خاكسترش را در روغن زيتون جوشانيده ، بر جايى كه موى ريخته باشد ، بمالند مو را بروياند و چون آن را ذبح كرده خون آن بگيرند و برداء الثعلب طلا نمايند ، در آن موضع مو را بروياند و كچلى را ببرد . « 3 »
--> ( 3 ) - فرهنگ كامل لغات قرآن ، پروفسور عباس مهرين شوشترى ، ص 289 . ( 1 ) - حلية المتقين ، ص 49 ( 2 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 1939 . ( 3 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 304