مصطفى النوراني الاردبيلي
305
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
زرنيخ را بعضى زرنيق گويند و اين دو لفظ تازه نيست و به رومى زرنيخ را لاذراخوس گويند و معنى او زردرنگ بود و او را ارسانيقوس گفتهاند و بعضى سندراخوس گويند و به رومى ارسانيقون زرد را گويند رنگ سرخ را سندرخا گويند . و به لغت لاتينى اوربيمنت گويند و به سريانى زرنيخا و به پارسى زرنى گويند و هر چه سرخ بود او را به هندى منسل گويند و زرد را هرتال گويند . و خوزى گويند زرنيخ سه نوع است : يك نوع سپيد است و اين نوع زهر است ، و نوع ديگر زرد است ، و نوع ديگر سرخ ، و معدن زرد به ارمنيه است و نوع ديگر سرخ و زرد در بغداد بسيار باشد و بغدادى بهتر باشد از ارمينى . و خوزى گويند از او نيكوتر آن است كه جرم او پهن باشد و تنگ و به شكل سنگ و لون او زرد باشد و در جرم او سبك نباشد . و يك نوع ديگر او آن است كه جرم او درشت است و لون او به لون زرنيخ مىباشد و در منفعت به از نوع اول است و معدن او در زمين بنطس مىباشد و گويند : اين نوع را از ارمنيه به بغداد مىبرند و بعد از او در اجزاء او به سبز مايل است . و آنچه از انواع او سرخ است معدن او از نواحى نيشابور است و در كتاب احجار آوردهاند كه نوعى از انواع زرنيخ خاك فام است و يك نوع خاكسترى فام است . « 1 » ارجانى گويد : جمله انواع زرنيخ گرم است در چهار درجه و آنچه از انواع او زرد است موى را بسوزد و اگر بر عضوى ديرتر بماند پوست را هم بسوزد . و زرنيخ سرخ چون با موم روغن به هم آميخته شود گر را سود دارد و شيرينه سر را كه از او زرداب ترشح كند و آنچه را كه در بينى و دهان پديد آيد منفعت كند و دمه و تاسه را بخور كردن به او مفيد است و طلا كردن به او خون مرده را كه در زير پوست جمع شده باشد به واسطه زخم چوب و امثال آن متفرق كند و كبودى اندام را ببرد و شپش و رشك را نيز بكشد .
--> ( 1 ) - صيدنه ، ج 1 ، ص 339 - 337 .