مصطفى النوراني الاردبيلي

260

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

اين گياه در مناطق معتدل اروپا - آسيا و بخصوص در ايران به طور خودرو مىرويد . درخت آن را در هند كرى مىگويند و تخم كرى سفيد را تخم اندر جوشيرين مىگويند و تخم كرى سياه را اندر جو تلخ مىگويند . زبان گنجشك را به عربى : لسان العصافير ، يونانى : اندرو صارون ، تركى : قوش ويلى هندى : اندرجو ، فارسى : پنجشكروان - تخم اهر ، سانسكريت : كتج بيج ، انورپو ، كلنگ ، كالنگ ، شكراهو و غيره . در جنگلهاى خشك هند مىرويد ، پوست آن نيز مصرف دارويى دارد ، تخم آن را در هندى كاروااندرجان مىگويند ، هندىها نيز اين درخت را مقدس مىشناسند ، نوعى لسان العصافير است كه در جنوب هند ، برمه ، وسط هند روييده مىشود كه از نوع kura است پوست آن تلخ كه بدل پوست conessi مىباشد و تخم آن به نام اندرجان شيرين فروخته مىشود و در بعضى مناطق اين بوته در باغها كاشته مىشود كه بوى آن خوش و گل آن مثل ياسمين سفيد زيبا است ، هندوها در معبد آن را بطور اسانس استعمال مىكنند ، برگ اين بوته بعد از خشك شدن به رنگ سياه منقلب مىشود ، شيره غليظى مانند شير غليظ از آن در مىآيد كه مانند كات هندى مىباشد چوب آن در صنعت به كار مىرود و آن را چوب شير مىنامند ، برگ آنكه بعد از خشك شدن به رنگ سياه در مىآيد از آن نوعى رنگ تهيه مىگردد كه در ميسور آن را ralaindigo مىنامند ، پوست آن بطور مقوى و تخم آن بطور مقوى باه استعمال مىشود . « 1 » در كتاب دكتر زرگرى ، ج 2 ، ص 296 ، اين گياه را جزو ( من ) ذكر كرده است . درختى است fraxinus excelsior زيبا از تيره زيتونيان به ارتفاع 15 تا 20 متر و در برخى گونه‌ها تا 35 متر ، داراى شاخه‌هاى انبوه كه در نواحى شمالى ايران به حالت وحشى مىرويد ، گلهاى آن قرمز و كمابيش مايل به قهوه‌اى ، برگ آن در تداوى به عنوان ملين و مسهل مورد استعمال دارد و پوست شاخه‌هايش به عنوان تب بر به كار مىرود زبان گنجشك را مرغ زبانك نيز مىگويند . « 2 »

--> ( 1 ) - فارماكوگرافيا ، ج 2 ، ص 391 . ( 2 ) - فرهنگ معين ، ج 2 ، ص 1721 .