مصطفى النوراني الاردبيلي
221
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
و زاج سياه آن است كه كفشگران به كار برند و آن سه نوع است : يكى را قلقطار گويند و ديگرى را قلقند و قلنقد هم گفتهاند و سوم را ققديس گويند . و از نيكوترين آن باشد كه به رنگ ابرش باشد كه او را در شليثا و ترياق به كار برند و بدل قلقطار است و قلقطار زاگ رومى را گويند . و در اجزاء او بعضى زود باشد در قوت با قلقطار يكسان باشد . و زاج سورى زاگ اجزاء سرخ را گويند . در بعضى از كتب كيميا هفت نوع آن را ياد كردهاند و گفتهاند : لون قلقديس سرخ باشد كه به رنگ آتش ماند و قلقند سبز بود به لون قلقطار زرد باشد و شبّ يمانى سپيد بود و زاگ كفشگران به لون سياه بود و زاگ حبر سرخ بود كه به سياهى زند و به لون جگر نام بود و به اين معنى به زاگ كفشگران ماند و نيكوتر از انواع او آن است كه به لون آسمان باشد و اجزاء او فراهم آمده به همديگر و قوت او تمام باشد و صاف بود و ذوب شده اين نوع را گويند . جالينوس گويد : قلقديس را از موضع خود نقل كردم چون بيست سال بر آن بگذشت آنچ بر زبر او بود قلقطار شد . اگر به عضوى زخمى رسد كه از خون بيرون مىآيد چون زاگ بر او بپاشند خون را از سيلان منع كند . « 1 » شبّ يمانى از جمله زاگهاى نيكوتر بود ، بعضى زرد است و بعضى سياه و بعضى سرخ . « 2 » قانون گويد : زاجها بر چند نوع است : سفيد ، سرخ ، سبز ، زرد ، قلقديس ، قلقند ، زاج سورى ، قلقطار كه زاج زرد است قلقيدس زاج سفيد و قلقند زاج سبز و زاج سورى زاج سرخ است ، زاجها گوهر يا مادهاى هستند كه هر گاه با سنگى آميخته باشند و سنگ آب شدن را نپذيرد زاج گداختن را مىپذيرد و معلوم مىشود كه گوهر زاج قبلًا سيال بوده و سپس منعقد شده است . هر يك از انواع زاج مزاجش به چيزى شبيه است كه با وى
--> ( 1 ) - صيدنه ، ج 1 ، ص 328 - 329 - 330 - 331 . ( 2 ) - صيدنه ، ج 2 ، ص 870 .