مصطفى النوراني الاردبيلي

176

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

آب آن با سه عدد فلفل سياه آدم را از تب محفوظ نگه مىدارد . دكتر هندى كرنل چوپرا در كتاب خود نوشته است كه خوراك برگ آن با عسل نافع سرفه كهنه بچه‌ها مىباشد در برگهاى آن يك روغن سبز مايل به زردى مىباشد كه اگر هوا بر آن بوزد منجمد مىشود . « 1 » برگهاى ريحان را سبز و تخمهايش را سياه نوشته‌اند . ماهيت برگ آن تيز مايل به تلخى و تخم آن لعابدار مىباشد ، مضر براى معده مىباشد . بدل آن : ريحان دشتى و تخم مرو ، مصلح آن گشنيز و قند سياه مىباشد . محل رويش : شمال غربى ايران ، آذربايجان : تبريز ، كرمان : ميناب ، خراسان : خواف و اطراف تهران ، ريحان در نواحى مختلف ايران كاشته مىشود به علاوه به حالت نيمه وحشى نيز در نواحى مذكور ديده شده است . « 2 » ريحان را در اردو تلسى مىگويند و اسم طبى آن را ocimum sanactum و در عرفى انگليسى آن را holybasel مىگويند بوته آن از يك تا دو فوت بلند مىشود ، برگهاى سه گوش كناره دار و بر هر شاخه يك گل دارد و نازبو يك قسمى از آن مىباشد ، برگ و شاخ نازبو قرمز مىباشد و گلش نيلى مايل به سياه و سرخ و خيلى خوشبو مىباشد . تخمهايش سياه لعابدار كه آن را تخم شاهسفرم مىگويند رنگ برگ ريحان سبز است . ذائقه : قدرى تند . مزاج : گرم و خشك دو درجه . مقدار خوراك : تازه آن 4 گرم و خشك آن از نيم تا يك گرم مىباشد . محل رويش : همه جا پيدا مىشود و مخصوصا هندوها آن را در معبدشان مىكارند .

--> ( 1 ) - المفردات ، ص 185 . ( 2 ) - گياهان دارويى ، دكتر على زرگرى ج 2 ، ص 597 .