مصطفى النوراني الاردبيلي
630
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
ابو حنيفه گويد : ذنب الخيل را لحيه التيس گويند و در زمين عرب بسيار باشد و عصاره آن در معدن آن منجمد نشود تا آن را بر زمين ديگر نقل كنند . آن را كه كرفس كوهى و به لغت سريانى لحيه التيس گويند معدن آن در خندقها باشد و شاخههاى آن ميانه تهى باشد و رنگ آن به سرخى مايل بود و جرم آن صلب بود و نبات آن را گرهها باشد و پيوندها و قدرى درشت مىباشد برگهاى آن به برگ نبات اذخر مشابهت دارد و هر يك از آن برگها بر ساق آن بر گرفته بود و سر هر يك از نبات آن خميده بود به شكل ذنب است و لون آن سياه باشد . « 1 » ذنب الخيل جنسى است از شنگ و سرد است ، نيك است اطلاق شكم را و ورمهايى را كه از گرمى بود و نفث الدم را ( بر آمدن خون از راه دهان ) . « 2 » سرد است در درجه اول و خشك است در دو درجه و در اطلاق شكم نيك است و درد دهان را منفعت كند و دمش خون را تسكين دهد و آماسهاى گرم را سود دارد و ريش امعا را نيكو گرداند و باد فتق را مفيد است و ورم از جراحتهاى بزرگ را نيكو گرداند و سر آن را فراهم آرد . « 3 » خواص درمانى : ريشهاش داراى طعم لعابى و كمى تلخ است و از آن به عنوان اشتهاآور ، خلطآور ، نرم كننده و التيام دهنده زخمها استفاده به عمل مىآمده است . محل رويش : مغرب ايران : تفرش ، اراك ، كوه شاهو در كردستان ، چمنزارهاى مرطوب نواحى شمال ايران : عمارلو ( بين كبوتر چاك و زرد چين در ارتفاع 2000 مترى ) ، ايسپيلى ييلاق ، نواحى مختلف البرز و افجه ، نارون « 4 » و . . .
--> ( 1 ) - صيدنه ، قسمت اول ، ص 311 . ( 2 ) - روضة الانس و منفعة النفس ، ص 160 . ( 3 ) - صيدنه ، قسمت دوم ، ص 861 . ( 4 ) - گياهان دارويى ، ج 2 ، ص 243 .