جلال مصطفوى كاشانى
39
نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى )
مسافت طولانى طى كرده و بحنجره مىرسد و حال آنكه ممكن بود مستقيما از نزديكى حنجره بعضو مزبور برود « 1 » اينست كه قبل از اين محل ، عضوى كه بتواند بر آن متكى شود موجود نبود زيرا عضوى كه شايستگى براى اين امر داشته باشد بايد قوى و نرم باشد « 2 » و تا حنجره مقدارى فاصله داشته ( معترضا فى الوضع ) « 3 » يا مورب باشد باندازهء كه عصب مزبور بتواند بر آن تكيه كرده و قبل از رسيدن بقلب بر آن بپيچد و وسيلهء استحكام و اتكاء آن گردد و طولانى
--> ( بقيه حاشيهء صفحهء قبل ) شكل بوده و رأس آنها در پائين قرار گرفته است ( Testut در كتاب مفصل تشريح جلد 3 صفحهء 924 مىنويسد : ( de forme triangulaire sonmet inferieur ) ولى منظور قدما از رأس عضله در اينجا آن سر عضله است كه ثابت است و سر ديگر عضله حركت مىكند و چنانچه مىدانيم رأس عضلات Crico - thyroidien ثابت و طرف ديگرش كه بغضروف thyroide ( درقى ) متصل است حركت مىكند . ( 1 ) در اينجا شيخ مىخواهد از moyen de fixite و وسيلهء استحكام و استحفاظ عصب سخن گويد و چنانچه مىدانيم و در كتب تشريح جديد مندرج است كليهء اعضاء و احشاء بدن و عروق و اعصاب و غيره هركدام در وضع خود يك وسيلهء نگاهدارى و استحفاظى از قبيل رباطات و اغشيه و غيره دارند كه آنها را باعضاء مجاور كه موقعيت مستحكمى دارند متصل كرده و بدين طريق از تغيير مكانشان جلوگيرى كرده و آنها را از آفات مصون و محفوظ نگاه مىدارد . در هيچيك از كتب تشريح جديد از وسيلهء استحفاظى عصب راجعه بحثى نشده است ولى حكماى قديم كه دقيق و موشكاف بوده و هيچ نكتهء را از نظر دور نمىداشتند مراجعت اين عصب را به طرف بالا مورد توجه قرار داده و اين بحث را پيش كشيدهاند . ( 2 ) قوى باشد براى آنكه وسيلهء استحفاظ گردد و درعينحال نرم بايد باشد زيرا عصب كه لطيف و حساس است به استخوان كه سخت و صلب است نمىتواند متكى گردد . ( 3 ) زيرا عضوى كه عصب به آن متكى مىشود نمىتواند چسبيده بحنجره باشد بنابراين ناچار مقدارى با آن فاصله خواهد داشت .