جلال مصطفوى كاشانى

4

نهضت پزشكى يا لزوم تجديد نظر در اصول و مبانى طب امروز ( فارسى )

بهاء الدوله را اين بنده تيمار دارد و مردم خوارزم چون ديدند كه آن خير بر دست بنده مىرود بيشترى روى بدين بنده داشتند و گاه‌وبيگاه از سؤال و جواب مردمان نزديك بنده زحمتى بودى و بنده را بضرورت هر ساعت گوش بسؤال كسى بايستى داشت و دل بجواب مشغول تا سهوى و تقصيرى نيفتد و اين معنى پيوسته بودست و معلومست كه مطالعت كتب و گزيدن سخنها و شرح دارو و مهذب كردن بر نسقى و ترتيبى كه بايستد جمع كردن در ميان اين زحمت و دل‌مشغولى ممكن نباشد بدين سبب بنده را فرصت اين سخت اندك بود ، و از بهر آنكه فرصت اندك بود اين خدمت دير از دست برآمد و حكايتى است و سخنى خوب ، اندرين باب لايق ، مردى بودست به شهر گرگان از ولايت گيلان و منجم و فاضل او را كياكوشيار گفتندى و بروزگار امير قابوس بودست كه به شمس المعالى معروف بود و اين كياكوشيار در خدمت او بودست و نزديك او عزيز بودست و امروز فرزندان او در نواحى قم مقام دارند و علم نجوم ورزند و بنده ايشان را به شهر قم ديدست و اندر دست ايشان كتابها ديد به خط اين كياكوشيار و خطى سخت عجب از خوبى و پاكيزگى و هموارى ، بنده تعجب مىكند ، گفتند ما را حكايت كرده‌اند از وى كه عادت او چنان بودست