جلال مصطفوى كاشانى

23

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى )

كتابهاى آنان را به زبان لاتينى برگرداندند و در دانشگاهها تدريس كردند و آنها را بر كتب دانشمندان اسلامى برتر شمردند و نام بقراط و جالينوس را بر سر زبانها انداختند و اسم بو على سيناها و رازىها را از لوح ضميرها بستردند . در چنان محيط خفقان‌آورى كه از همه سو براى امحاء و نابودى آثار علمى اسلام كوشش به عمل مىآمد ، بناگاه كيمياگرى سويسى بنام پاراسلس پيدا شد كه به پزشك شدن اظهار علاقه مىكرد ، ولى چون بيشتر ايام جوانى خود را كه به آموزش اختصاص دارد به سير و سياحت مىرفت و غالبا به كشورهاى آلمان و فرانسه و انگلستان و ايتاليا و اسپانيا و لهستان و مصر و قسطنطنيه سفر مىكرد ، فرصت آن را نمىيافت تا علم پزشكى را فرابگيرد . ولى در هر كشور مطالبى را دربارهء كيمياگرى مىآموخت و از آرايشگران ( سلمانيهاى ) دوره‌گرد و رمالان و ساحران و ستاره‌شناسان دربارهء سعد و نحس كواكب مطالبى ياد مىگرفت . پس از مراجعت به شهر بال ( سويس ) ، با آنكه از پزشكى اطلاعاتى نداشت به توصيه و سفارش يكى از دوستان متنفذش در آن شهر به كار پزشكى پرداخت . در آن زمان چنين معمول بود كه پزشكان اعمال جراحى هم انجام مىدادند ولى چون پاراسلس از تشريح بدن انسان بىاطلاع بود و نخستين شرط موفقيت در جراحى ، كالبدشناسى است به اين جهت از اقدام به اعمال جراحى اكراه داشت . در دائرة المعارف علوم پزشكى « 1 » كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى به زبان فرانسوى در صد جلد تأليف شده است ، در جلد 72 صفحهء 506 ( در شرح حال پاراسلس ) چنين آمده است : « علت اكراه پاراسلس از اعمال جراحى كمى مهارتش در اين فن و علت آن هم بىاطلاعى او از كالبدشناسى بود كه خيال نمىكرد دانستن آن فايده‌اى داشته باشد . » در چنين حالى ، معلوم نيست با كدامين حيله و ترفند و صحنه‌سازى و توصيه‌بازى ، او را به تدريس در دانشگاه بال ( سويس ) مأمور كردند ؟ ! رسم در آن زمان بر اين بود كه در دانشگاهها به زبان لاتينى گفتگو مىكردند ولى چون پاراسلس به اين زبان آشنا نبود ، به زبان آلمانى تدريس مىكرد . ازآن‌رو علاوه بر دانش‌پژوهان ، تعداد فراوانى از مردم عادى و عامى نيز به سخنان او گوش فرامىدادند . درست در نظر مجسم كنيد كه يك شخص بيسواد و شياد ، ولى هوشمند و جاه‌طلب و موقع‌شناس چگونه از موقعيت موجود در اروپا بهترين سود و بهره را حاصل مىكرد . چون او را استاد دانشگاه كرده بودند ، بناگزير بايد دانش پزشكى تدريس كند و چون جز ترجمهء قانون ابن سينا براى تدريس پزشكى كتابى در آن زمان وجود نداشت و او نيز از مندرجات كتاب قانون ، هيچ نمىدانست ، چارهء منحصر بفرد اين بود كه به كارى

--> ( 1 ) . Dictionnaire Encyclopedique des Sciences Medicales