جلال مصطفوى كاشانى
9
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى )
برايشان ميسر مىساخت . دمشق به سال 635 ( 13 هجرى ) و بيت المقدس به سال 637 ( 15 هجرى ) فتح شد . غلبه بر مصر در سال 641 ( 19 هجرى ) و پيروزى بر ايران بعد از آن دست داد و اسپانيا ميان سالهاى 710 و 712 ( 88 تا 90 هجرى ) به دست مسلمانان افتاد و در آن تاريخ مسلمانان بر قسمت بزرگى از سراسر زمين ، از آسياى مركزى تا باختر دور قدرت و استيلا داشتند . براى اعراب فتح ايران از همه مهمتر و بانتيجهتر بود زيرا فاتحان را كه مردمى دلير بودند با تمدنى عميق و عالى ، يعنى تمدن ايرانى آشنا ساخت . از اين تمدن تاكنون سخنى نگفتهام زيرا ، انصاف را ، با رعايت ايجاز ، نتوان حق خدمتى را كه تمدن ايرانى به جهان كرده است ادا كرد . جان كلام آنكه ، تمدن اسلامى نتيجهء پيوند جوانه نيرومند عرب بر پايه برومند تمدن ايرانى بود و راز نيرومندى عجيب و تحول ملكات و فضايل غريب آن در همين مطلب نهفته است . زيرا بر اثر اين دو عامل ، يعنى عقايد مذهبى اسلامى و حس تحقيق و تتبع ايرانى ، به يمن راهنماييهاى مدبرانه برخى از خلفاى عباسى مانند منصور و هارون رشيد و مأمون ، تمدن نوين با سرعتى و نفوذى شگفتانگيز انتشار يافت . تمدن اسلامى از دو جهت ريشهاى عميق و كهن داشت . پيغمبر اسلام توحيد و اخلاقيات را به آن بخشيده و معلمان ايرانى آن را از دو چشمهء فياض سانسكريت و يونانى سيراب كردند . از هندوان حساب و جبر و مثلثات و شيمى طبى و از يونانيان منطق و هندسه و نجوم و طب به ميراث برد . مسلمانان ديرى نكشيد كه به گنجينههاى علوم يونانى راه يافتند و تا تمام آنچه را در دسترس ديدند به عربى ترجمه نكردند ، از پاى ننشستند . » جورج سارتون در كتاب مقدمه بر تاريخ علم « 4 » چنين آورده است : « در توجه به مسلمين ، اولين سؤالى كه به ذهن خطور مىكند اين است : چند نفر از آنان عرب بودند ؟ - بسيار كم : شافعى ، ابن حنبل ، كندى ، ابن هشام و ابن سعد . جز كندى هيچكدام از اينان اهل علم نبودند ، بلكه حكيم الهى و مورخ به شمار مىرفتند . تنها كندى فيلسوف و دانشمند بود و دانشمندى هم بزرگ بود . او عملا يگانه فيلسوف بزرگ نژاد خويش بود . جز كندى همهء دانشمندان مسلمان اين عصر از ايران ، يا شرقىتر از آن ، برخاسته بودند : عمر بن فرخان و پسرش محمد از طبرستان ( مازندران ) ، ابو سعيد ضرير از گرگان در شرق خزر ، خوارزمى از خوارزم در جنوب درياى آرال ، موسى بن شاكر و سه پسرش حبش حاسب و مردروزى و ابو معشر از خراسان ، بخارى و فرغانى از ماوراء النهر . همهء آنان در نيمهء اول سدهء نهم ميلادى ، كه به عصر خوارزمى موسوم شده است ، ظاهر گرديدهاند . »
--> ( 4 ) . مقدمه بر تاريخ علم ، تأليف جورج سارتون ترجمهء غلامحسين صدرى افشار جلد اول چاپ 1353 صفحهء 639 .