عبد الله احمديه

73

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

به وجود مىآورد درمان‌پذير نمىباشد ، به عبارت ديگر آن قسمتى از اعصاب كه از بين رفته ديگر ترميم نگرديده و مانند اول نمىشوند . در صورتى كه اثرات ساير امراض چنين نيست و نسج از بين رفته دوباره ترميم مىگردد . بر بالين بيمار - دو سال پيش به عيادت بيمارى رفتم كه به اشكال و فقط با يارى ديگران مىتوانست به زحمت اندكى بنشيند زيرا در نتيجه ابتلاء به سيفليس دچار تابس بسيار سخت و تشنج‌آميزى شده بود . اگر به‌طور اتفاقى گوشه لحاف يا ملحفه به پاى او مىخورد ناگهان هر دو پاى او به هوا بلند مىشد و تشنج و تكان‌هاى بسيار شديدى در پاهايش به وجود مىآمد . بيمار ناله مىكرد و چند نفر مىبايستى پاهاى او را نگاه دارند و مالش دهند تا كم‌كم تخفيف يابد . در واقع وضع او شبيه فرد برق گرفته‌اى را مىنمود . اطرافيان اظهار داشتند او از پنج سال پيش دچار اين حال شده است . با توجه به بىنتيجه ماندن معالجات به اميد استفاده از داروهاى گياهى و طبيعى به من مراجعه كردند . در معاينه معلوم شد به اختلال گوارش و يبوست مبتلاست . وضع او در حقيقت به مرده‌اى متحرك بيشتر شبيه بود . طبيعت او سودائى و عصبى تشخيص داده شد . درمان - مقدمتا نسخه زير را برايش نوشتم : 1 - جوشانده از سنبل الطيب 1 ، گل گاو زبان 2 ، بابونه 1 ، ريشه ايرسا 2 ( جهت رفع تشنج ) 2 - تنقيه از شكر سرخ 12 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 و تاجزيرى 4 ل . همراه با اندكى زهره گاو . 3 - خاكشير در قندداغ . پس از طى مراحل اوليه درمانى استفاده از چپق شنجرف را تجويز كردم كه به مقدار كم شروع كرده و رفته‌رفته ميزان آن را افزايش دهد . جوشانده‌اى از چوب چينى ، ريشه بابا آدم ، عشبه مغربى و مانند آن يعنى داروهاى مفيد و موافق با طبع او و نيز عصاره‌هاى گياهى مؤثر براى كليه و كبد و اعصاب دادم به تدريج حال او بهتر شد . پس از چند ماه رفع