عبد الله احمديه
70
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
محمد زكرياى رازى مىفرمايد : « مفلوجى را ديدم كه سبب فلج او از روزه داشتن و حرارت بسيار بود . او را ايارج فيقرا دادند رنجى عظيم به دو رسيد . پس به گرمابه بردند و تدبيرات ترى فرمودند علاج يافت . » استرخاء ( فروهشتگى ) PARESIS چنانچه استرخاء ناشى از پرت شدن از بلندى يا اصابت چوب و سنگ و مانند آن به عضوى از بدن بوده و در همان لحظه عارض گرديده باشد درمانش دشوار خواهد بود . چنانچه دو سه روز پس از حادثه استرخاء روى دهد اين استرخاء ناشى از ورم عصب شناخته خواهد شد . منقول است از جلالينوس كه بيمارى را به نزدش آوردند ، تمام انگشتان او بىحس شده بود . اطباء با استفاده از ضمادى به درمانش پرداخته بودند تأثيرى نيافته بود . جالينوس مىگويد : « علت را از او پرسيدم . گفت از اسب به زير افتادم . ميان دو شانهام به زمين اصابت كرد . چون اين جواب گفت همان داروهائى را كه اطباء قبلى به كار برده بودند بر ميان دو شانه او نهاده رفع عارضه از او شد . » روايت ديگرى است از جالينوس كه مردى از اسب به زير افتاد پشت او به زمين اصابت كرد ، مدت سه روز دچار ضعف شد ، روز چهارم دچار سستى در حركت گرديد .
--> - درمان بيشتر خواهد گرديد . در اين زمينه يادداشتى از مرحوم حاج ميرزا وفا طبيب دوران ناصرى موجود است . او چنين مىنويسد كه « طرف چپ بدن شيخ الاسلام فلج شد ، در نتيجه آن حس و حركت در او از بين رفت و حتى ديد چشم او هم مختل گرديد . حكيم معالج پشت گردن او را با ترشى فلفل فرنگى آنقدر مالش داد تا محل كاملا سرخ شد . بعد مشمع ضراريح در آن محل چسباند بعد از چهارده ساعت در آن قسمت جراحتى ايجاد گرديد ، پس از مدتى هر دو بازوى راست و چپ را مشمع انداخت . پس از پنج ، شش روز ديگر مشمع را در فاصله هر دو ران و كمر چسباند تا ايجاد جراحت نمايد . همچنين به همين منظور حرام مشمعى روى مغز حرام قرار داد . بعد از چند روز ماهيچههاى هر دو پا را با مشمع پوشانيد . هريك از اين محلها كه زخم مىشدند محل قبلى را خشك مىكرد تا اينكه چسبانيدن مشمع به كف پا رسيد و بدينترتيب با گذشت حدود بيست و هشت روز تأمين سلامت در بيمار شد . در عرض اين مدت يك تا دو مسهل ساده نيز تجويز نمود . »