عبد الله احمديه
58
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
خلط لزج بلغم ، سودا و يا مىتواند خون غليظ باشد كه منافذ و راهها را به كلى سد مىنمايد . اگر خون باشد راه شريان بسته شده و سكته رخ مىدهد . چنانچه سكته ناشى از سوء مزاج خشك باشد مزاج به تدريج خشك شده و اندك اندك و با به نهايت رسيدن خشكى يكباره تشنج پديدار مىگردد . ( مانند راموليسمان « 1 » دماغى ) . گاه سبب سكته از خشكى طبع است در اين صورت علاج را بايد با تنقيه و شياف قوى نمود . غالبا سبب سكته از غلبه خون مىباشد از اين روست كه هرگاه در بدن امتلائى به وجود آيد بلافاصله بايد اقدام به فصد كرد خاصه در فصل بهار . گاهى بخارهاى غليظ در بدن توليد و متوجه مغز گرديده سكته دماغى را موجب مىشوند . نشانه آن نفخ گونهها و رگها مىباشد و علامت خونى مشهود نمىگردد . در چنين صورتى ضماد به سر و پا و روى قلب مىنهند . داروى عطسهآور به كار مىبرند . بسيار ديده شده كه فرد مسكوت هيچ نفسى نمىكشد و مرده به نظر مىآيد ( مرگ ظاهرى ) . ولى پس از گذشت 72 ساعت زنده مىگردد . در گذشته درصورتىكه مسكوت مرده به نظر مىرسيد براى تحقيق و اطمينان از وضعيت او به چند روش زير متوسل مىشدند كه در هر زمان نيز قابل اجراست : 1 - انگشت سبابه را درون مقعد او كرده چنانچه حركت شريان را به طرف پشت درك كند دليل بر زنده بودن او خواهد بود . 2 - پلك چشم را باز مىكنند اگر مرده باشد حدقه به نور پاسخ نمىدهد . 3 - در برابر نور چراغ اگر بيمار زنده باشد عكس محيط در چشمش ديده شده و اگر مرده باشد ديده نخواهد شد . 4 - پنبه محلوج را نزديك بينى بيمار نگاه مىدارند . با تكان پنبه ناشى از بازدم
--> ( 1 ) - Ramollissement