عبد الله احمديه

46

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

آب سرد يا حوله‌اى را كه در آب سرد فرو كرده بودند روى سر بيمار مىگذاردند تا خون متوجه مغز گردد . گاهى به سبب بروز تب و تحريك و عصبانيت ، تشنج و انقباض در وجود شخص پديدار مىشود ، در نتيجه سموم در تمام بدن حس شده ، ايجاد تب‌هاى شديد و لرزهاى پىدرپى مىنمايد و موجب يبوست و عوارض ديگر در بيمار مىگردد . گذشتگان در اين قبيل موارد همان گونه كه ياد شد از بخار آب گرم استفاده مىكردند . آقاى حاج آقا شيخ الاسلامى كه در حال حاضر از بازرگانان تهران است و در اصل از اهالى نطنز مىباشد از بيماران خانوادگى من است . ايشان در زمينه موضوع مورد اشاره خاطره‌اى از جوانى خود برايم نقل نموده كه خلاصه آن به شرح زير است : . . . در جوانى دچار برونشيت و تب شد . معالجات فقط در بهبود سينه او مؤثر واقع شده بود ولى تب روز به روز بيشتر و لرزهاى پىدرپى بر او عارض مىگرديد به‌طورىكه در فصل تابستان بر روى او لحاف مىانداختند تا گرم شود . به تجويز پزشكان براى تغيير آب‌وهوا او را به ييلاق بردند . در آنجا بيمارى شدت يافت . قصد بازگردانيدن او را به شهر داشتند . خبر يافتند كه پيرزن چوپانى در محل هست كه تجربه فراوانى در طبابت سنتى دارد . صبح زود او را به بالين بيمار آوردند . او را معاينه كرد و از چگونگى حالش آگاهى يافت دستور داد تنورى را افروختند . پس از آنكه آتش فرو نشست . در ديگى از آب مشتى جو ترش ( گونه‌اى از جو كه قدرى باريك است و نان مطبوعى از آن مىپزند ) ريخت و ديگ را ميان خاكستر گرم گذاشت . آنگاه روى تنور را پوشانيد و فقط روزنه‌اى براى خروج بخار باقى گذارد . رختخواب بيمار را روى تنور نهاد به قسمى كه از آن سوراخ بخار داخل لحاف او گردد . سه دست لحافى را كه در اثر شدت لرز بيمار از آنها استفاده مىكرد به روى او انداخته شد . مريض كماكان از سرما مىلرزيد تا اينكه رفته‌رفته بخار آب او را گرم كرد و از تشنج و انقباض بدن به تدريج كاسته شد . كم‌كم بدن به عرق كردن افتاد به‌طورىكه رختخواب خيس و سموم از انساج بدن خارج و تب و لرز قطع گرديد . آنگاه بيمار را با همان وضع به اتاق برد . با هر دو شست خود دو طرف ستون