عبد الله احمديه

36

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

مىنمايد . اخلاطى كه در آن ناحيه جمع مىشود « حار » يا « بارد » بوده و اكثرا در شرائين جاى دارند . از ويژگيهاى اين نوع صداع آنست كه اگر با انگشت شريان صدغى را بفشارند به‌طورى كه از جهش باز ايستد درد ساكت مىگردد . درمان - پزشكان متقدم در شرايطى كه صداع نشانه غلبه خون مىبود گشودن رگ پيشانى و بينى را مفيد مىدانستند . بخش دردناك سر را با جوشانده‌اى مركب از بنفشه ، برگ خطمى و كاهو شستشو مىدادند . در جائى كه ماده « بارد » مىبود مطبوخ بابونه ، شويد ، شبح و صعتر را بر سر مىريختند و يا حنا را با آب نمك ، صمغ سداب ، پوست بيخ كبر ، فرفيون و شراب ريحان تركيب كرده به موضع مىماليدند . در صورت بروز درد شديد ، ضمادى مركب از خون سياوشان ، زعفران ، صمغ عربى ، و افيون را با سفيده تخم مرغ تهيه و آن را روى كاغذى كشيده و بر شريان‌هاى جهنده گيجگاهى مىچسبانيدند يا آنكه زعفران را به موضع مىماليدند . در برخى از نسخ بخور آميخته زعفران و ترياك با سفيده تخم مرغ و مالش آن به محل درد توصيه شده است . ضمنا خوردن و استعمال مواد مخدر اكيدا منع گرديده است . در مورد افرادى كه درد شقيقه آنها به صورت ادوارى ظاهر مىگرديد پيش از فرا رسيدن دور جديد اقدام به استفراغ و قى در او مىنمودند تا « ماده » از تن برون ريزد . بيمارانى كه درد دائمى شقيقه داشته باشند دچار ضعف چشم مىگردند . در مورد اين افراد تدبير شريان صدغ را مىنمودند تا از انتشار درد جلوگيرى كرده باشند . استعمال ايارج‌فيقرا را براى همه دردهاى شقيقه مفيد مىدانستند . نسخه ديگرى كه تجويز شده عبارتست از : تخم كاهو 10 ، تخم كاسنى 10 ، مرصاف 1 ، افيون 1 و حبضيض 3 ل . مواد را كوبيده با لعاب اسپرزه سرشته و به صدغين مىماليدند . همچنين بادام را كوبيده با سركه كهنه آميخته موضع را با آن مالش مىدادند و يا از بخور آن استفاده مىكردند . قدما هرگاه در تسكين درد هيچ تدبيرى را سودمند نمىديدند از دورگى كه بر صدغين و پشت گوشها واقع شده ، هركدام را كه جهنده‌تر مىبود قطع مىكردند ، زيرا معتقد بودند محل عبور