عبد الله احمديه
77
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
نمونههايى از بيماران ( بر بالين بيمار ) * بيمار اول در تاريخ 16 / 10 / 26 به عيادت آقاى ناصر ب . سى ساله ، ساكن خيابان روزولت كوچه نيك رفتم . سيزدهمين روز از ابتلاى او به بيمارى حصبه مىگذشت . تعدادى از پزشكان سرشناس را براى معالجه و مشاوره جمع كرده بودند . معالجات با استفاده از داروهاى رايج انجام يافته بود . بيمار از شدت درد شكم عذاب مىكشيد . درد او با تب شديدى همراه بود . گاه شكم خود را به گوشه تختخواب مىفشرد تا شايد تسكينى يابد . گاهى نيز به سختى به شكم خود با دست فشار مىآورد و مىدويد و از سوزش آن بىتاب بود و نعره مىكشيد و به خود مىپيچيد ، روى زمين مىغلتيد و موهاى سر را مىكند ، زيرا سوزش و اضطراب به اشد درجه رسيده بود . بيمار احساس مىكرد كه آتشى در درون شكم او نهادهاند . استفاده از كيسه يخ و دستورات ديگر فايدهاى نبخشيده و بيم پاره شدن روده مىرفت . از تحقيقاتى كه كردم معلوم شد بيمار مبتلاء به مرض زخم دوازدهه بوده و درمان آن را مىنموده كه در اين ضمن دچار حصبه هم شده است . در اين موقع ديدم خطر مرگ حتمى است زيرا با نفخ ظاهرى شكم و زخم درون رودهها و فشارى كه بيمار به علت درد به شكم خود وارد مىسازد در پاره شدن روده ترديدى نيست . تجويز مسكنها خطرناك بود زيرا سموم موجود را افزايش مىدادند . لذا به روشى كه در اينگونه مواقع اتخاذ مىكردم و بارها چنين بيماران حصبهاى نااميد را از مرگ حتمى نجات داده بودم عمل نمودم . دستور دادم 14 ل روغن بادام شيرين به او بخورانند سپس ريشه خطمى 5 ل ، گل خطمى 2 ل ، گل پنيرك 2 ل را جوشانده و به بيمار دهند تا روغن بادام و ريشه گل ختمى ترشى را به خود جذب و جاى تورم و زخم را بپوشانند و مانع تحريك و سوزش