عبد الله احمديه

71

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

اگر اين سكته به علت فشارخون و از تصلب و ناتوانى كليه‌ها باشد در اين حال آن‌طور كه قدما گفته‌اند بهتر آنست كه پس از خروج خون ، توسط مشمع و يا وسيله ديگر در پشت گردن ايجاد طاول نموده ، آن را باز كرده روى آن نخود گذارند كه مانع التيام گرديده و دائم از آن نقطه ترشح صورت گرفته و رطوبت مغز را به سمت خود كشد . پس از چهار ، پنج روز در كتف راست و چپ هم مشمع نهاده و در محل آنها نخود گذارند همچنين اين عمل را در نقاط ديگر نظير محاذات كليه‌ها ، رانها ، ساق‌ها و كف پاها انجام دهند . بدين‌ترتيب رطوبات و سموم از بدن خارج شده و بيمارى به سرعت تحليل رفته و بيمار بهبود خود را بازمىيابد . هرگاه سكته ناشى از بسته شدن رگ و ممانعت از رسيدن خون به قسمتى از مغز باشد در اين صورت دو گونه درمان كه لازم و ملزوم يكديگر هستند بايد صورت گيرد . اول با داروهائيكه رگ را باز كنند ، دوم با داروهائيكه رفع تشنج نمايند . زيرا ممكنست در اين موقع فشارى كه در اثر بسته شدن رگ حاصل مىشود موجب پيدايش عكس العمل و تشنج در بدن گردد . در طب قديم تفاوت بين اين دو گونه سكته را مشاهده ننموده‌ام . نگارنده در خواص داروهائيكه قدما از آنها ياد كرده‌اند بررسى و آزمايشهاى زياد نموده‌ام و موارد استعمال آنها را تا حدى كه مقدور بود بدست آورده‌ام . به‌طورىكه پى برده‌ام « سير » رقيق‌كننده خون بوده و جريان آن را سريع نموده ، رگ را باز و تسهيل در جريان خون مىنمايد . همچنين اسطوخودوس ، افتيمون شامى ، بسفايج ، تخم پنبه ، اگير تركى و تخم يونجه به تفاوت اثرات كم و بيش در اين زمينه دارند . هرگاه بيمار داراى طبيعت « بلغمى و سرد » باشد بايد جوشانده‌اى مركب از گل‌گاوزبان 2 ، زوفا 2 ، بادرنجوبه 1 ، پرسياوشان 2 ، اصل السوس 2 و ترنجبين 14 ل داده شده و تنقيه از شكر سرخ ، بابونه 1 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 ل و تاجريزى به كار برند . ضمنا مسهل مركب از مغز فلوس 12 ، ترنجبين 14 ، گل‌گاوزبان 2 ، گل سرخ 1 ، زوفا 2 ، بنفشه 3 ، روغن بادام شيرين 2 ل . و نيز عصاره‌اى مركب از تخم خربزه ، تخم گرمك و تخم كدو دهند . اگر ضرورت يابد براى تأمين خواب ، از تخم كاهو ، تخم گشنيز ، خشخاش و آب كاهو به بيمار خورانند .